با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦ - مصيبت حسين در زندگى پيامبران و امتهايشان
ستمگرى و دشمنى مىكشند؛ همانطور كه گوسفند را سر مىبرند. آنان با اين كار مستحق خشم من مىشوند. ابراهيم بى تابى كرد و دلش به درد آمد و گريست.
خداى عزوجل وحى فرمود: اى ابراهيم بىتابى تو را بر شهادت حسين، به جاى بىتابى هنگام قربانى فرزندت اسماعيل پذيرفتم و برترين مرتبههاى مصيبت زدگان را بر تو مقرر داشتم. اين است معناى قول خداى عزوجل: «وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ»؛ «وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ». [١]
٣- نقل شده است كه رسول خدا (ص) فرمود: هنگامى كه خداوند آهنگ هلاكت قوم نوح فرمود، به او وحى كرد كه تختههاى ساج را ببرد پس از آنكه آنها را بريد ندانست با آنها چه كند. آنگاه جبرئيل فرود آمد و شكل كشتى را به او نشان داد. وى تابوتى به همراه داشت كه درون آن ١٢٩٠٠٠ ميخ بود. نوح آن ميخها را به كشتى كوبيد تا آنكه پنج ميخ باقى ماند. آنگاه دست به يكى از ميخها زد و دستش نورانى شد و مانند ستاره در افق آسمان نور مىداد. نوح حيرت زده شد آنگاه ميخ به زبان درآمد و به طور گويا گفت: من بر نام بهترين پيامبران، محمد بن عبداللَّه (ص) هستم.
آنگاه جبرئيل فرود آمد، و نوح به او گفت: اى جبرئيل، اين چه ميخى است كه هرگز مانند آن نديدهام؟
گفت: اين به نام سرور پيامبران، محمد بن عبداللَّه است، آن را بر سوى راست كشتى بكوب!
آنگاه به ميخ دوم دست زد، و آن نيز نورانى شد.
نوح گفت: اين ميخ چيست؟
[١] عيون اخبار الرضا (ع)، ج ١، ص ٢٠٩، باب ١٧ ح ١؛ به نقل از بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٢٢٥، باب ٣٠، ح ٦ نيز از امالى شيخ صدوق، علامه مجلسى در ذيل اين خبر مىنويسد: «معناى اين خبر اين نيست كه حسين فديه اسماعيل گرديد، بلكه معنايش اين است كه بى تابى ابراهيم برجزع حسين (ع) به جاى بى تابى بر جزع اسماعيل پذيرفته شد گويا فديه در اين روايت در معناى اصلى اش به كار نرفته است، بلكه به معناى تعويض است از آنجا كه ابراهيم به سبب از دست دادن ثواب بى تابى بر اسماعيل تأسف خورده خداوند به جاى آن به او ثوابى برتر و بيشتر داد و آن بىتابى بر حسين (ع) بود».