با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢٧ - ١ - عبدالله بن مسلم بن عقيل
آنگاه حمله كرد و پس از كشتن شمارى از سپاه دشمن خود نيز به فيض شهادت نايل آمد. [١]
ابن شهر آشوب گويد: «او جنگيد و در سه حمله ٩٨ تن از دشمن را به هلاكت رساند و سپس به دست عمرو بن صبيح صيداوى [٢] و أسد بن مالك به شهادت رسيد». [٣]
بلاذرى مىنويسد: «عمرو بن صبيح صيداوى، عبداللَّه بن مسلم بن عقيل را هدف تير قرار داد و سپس مردم او را محاصره كردند و به قتل رساندند و گفته مىشود كه رقاد جهنى مىگفت: يكى از جوانان خاندان حسين را هدف تير قرار دادم و دستش را كه بر روى صورتش بود به صورتش دوختم و هنگامى كه خواستم تير را از صورتش بيرون آورم، آن قدر كشيدم كه پيكانش در آن باقى ماند». [٤]
سماوى گويد: «طبق گفته أبو مخنف، مداينى و ابوالفرج، وى پس از على بن الحسين به شهادت رسيد». [٥]
طبرى گويد: «سپس عمرو بن صبيح صدائى، عبداللَّه بن مسلم را هدف تير قرار داد.
او دست را بر روى صورت گذاشت و ديگر نتوانست دستانش را حركت دهد. سپس تير
[١] ر. ك: الفتوح، ج ٥، ص ٢٠٢- ٢٠٣ و مقتل الحسين (ع)، خوارزمى، ج ٢، ص ٣٠.
[٢] اين عمرو از كسانى است كه گماشته شدند تا بر پيكر امام (ع) اسب بتازند. در قيام مختار در جست و جوى وى بر آمدند و هنگامى كه چشمها در خواب رفته بود وى را در پشت بام خانهاش دستگير كردند. وقتى شمشيرش را كه در زير سرش بود از او گرفتند، گفت: خداوند تو را شمشيرى زشت گرداند، با آنكه نزديك بودى چه قدر دور گشتى. آنگاه او را نزد مختار آوردند و چون اول صبح فرا رسيد با ضرب نيزه از پاى در آوردند. (ر. ك: اللهوف، ص ١٨٢؛ ذوب النظار، ص ١٢٢)
[٣] المناقب، ج ٤، ص ١٠٥؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ٣٠٢؛ الدر النظيم، ص ٥٥٥؛ ترجمة الامام الحسين، تحقيق سيد عبدالعزيز طباطبايى، ص ٧٦. شيخ صدوق در امالى گويد: «و پس از او- يعنى پس از نافع بن هلال!- عبداللَّه بن مسلم بن عقيل بن ابى طالب به ميدان آمد و اين رجز را مىخواند:
«هر چند كه مرگ چيزى تلخ است ولى من سوگند ياد كردهام كه با آزادگى بميرم،
خوش ندارم كه ترسو و فرارى خوانده شوم، ترسو كسى است كه سرپيچى كند و بگريزد.
آنگاه پس از كشتن سه تن از آنان كشته شد». (امالى، صدوق، ص ١٣٧- ١٣٨، مجلس ٣٠، حديث شماره ١).
[٤] انساب الاشراف، ج ٣، ص ٤٠٦.
[٥] ابصار العين، ص ٩٠.