با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٧ - مصيبت حسين در زندگى پيامبران و امتهايشان
گفت: اين ميخ از آن برادر و پسر عمويش، سرور اوصيا، على بن ابى طالب است. آن را در جلو سمت چپ بكوب.
سپس به ميخ سوم دست زد؛ و آن نيز نورانى و روشن گرديد!
جبرئيل گفت: اين ميخ از آن فاطمه است، آن را در كنار ميخ پدرش بكوب.
سپس به ميخ چهارم دست زد كه روشن و نورانى شد!
جبرئيل گفت: اين ميخ از آن حسن است آن را در كنار ميخ پدرش بكوب سپس به ميخ پنجم دست زد. آن نيز روشن و نورانى شد و نمناك گرديد.
جبرئيل گفت: اين ميخ حسين است؛ آن را در كنار ميخ پدرش بكوب.
نوح گفت: اين نم چيست؟
گفت: اين خون است.
سپس داستان حسين (ع) و رفتار امت را با وى بازگو كرد. خداوند قاتل و ستم كننده بر او و خوار كننده او را لعنت كند. [١]
٤- شيخ صدوق از امام رضا (ع) نقل مىكند كه رسول خدا (ص) فرمود: موسى بن عمران از پروردگار- عزوجل- پرسيد: «پروردگارا، برادرم هارون مرد، او را ببخشاى. خداوند متعال به او وحى فرمود: اى موسى، اگر مرا به بخشايش اولين و آخرين بخوانى، مىپذيرم؛ مگر قاتل حسين بن على بن ابى طالب كه من خود به جايش از او انتقام مىگيرم.» [٢]
٥- شيخ صدوق از امام صادق (ع) نقل مىكند كه فرمود: آن اسماعيلى كه خداوند در كتابش فرمود: «و ياد كن در كتاب از اسماعيل، همانا كه او راست پيمان و رسول و پيامبر بود» [٣] اسماعيل فرزند ابراهيم نبود. بلكه يكى از پيامبرانى بود كه خداوند متعال او را به
[١] بحار الانوار، ج ٤٤، ص ٢٣٠، باب ٣٠، ح ١٢.
[٢] عيون اخبار الرضا، ج ٢، ص ٣١ ح ١٧٩؛ مقصود از قاتل حسين تنها قاتل مستقيم وى نيست و ديگران هم كه براى قتل وى آماده شدند و به اين كار فرمان دادند و در رويارويى، محاصره و جنگ با او شركت جستند، و بر اين كار كمك كردند و به آن رضايت دادند نيز تا برپايى رستخيز مورد نظر هستند. اين چيزى است كه بسيارى از روايتهاى منقول از اهل بيت (ع) آن را تأييد مىكند.
[٣] مريم (١٩)، آيه ٥٤.