با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٣ - روايتى ديگر
حضرت با ديده گريان مىفرمايد: خداوند نمىخواهد كه نسل مرا از دنيا قطع كند! چگونه آنها موفق به چنين كارى مىشوند و حال آنكه وى پدر هشت امام است. [١]
روايتى ديگر
در تفسير منسوب به امام حسن عسكرى (ع) آمده است: چون حسين (ع) و همراهانش گرفتار آن لشكرى شدند كه او را كشتند و سر مطهرش را با خود بردند؛ به سپاه خويش فرمود: من بيعتم را از شما برداشتم، به اقوام و دوستان خويش بپيونديد؛ و به خاندانش فرمود! به شما اجازه دادم كه از من جدا شويد زيرا شما به سبب زيادى نيروهاى آنان تاب آنها را نداريد. كسى جز من مقصود آنها نيست. پس مرا با اين گروه تنها گذاريد، خداى عزوجل ياريم مىكند و رهايم نمىكند چون به من حسن نظر دارد همان طور كه بر پيشينيان پاك داشت. سپاهش از او جدا شدند، [٢] ولى خاندان و خويشاوندان نزديكش خوددارى ورزيدند و گفتند: ما از تو جدا نمىشويم. آنچه تو را اندوهگين مىسازد ما را نيز اندوهگين مىسازد. و آنچه به تو مىرسد به ما هم مىرسد و ما تا هنگامى كه با شما همراهيم بر خداوند نزديكتريم.
فرمود: اگر شما خود را براى آنچه من خويش را آماده كردهام، آماده كردهايد، بدانيد كه خداوند جايگاههاى با شرافت را به بندگانش در برابر تحمل سختىها مىدهد؛ و هر چند كه خداوند مرا با پيشينيانم كه من آخرينشان هستم كه در دنيا ماندهام كرامتهايى عطا فرموده است كه تحمل دشوارىها را برايم آسان مىسازد. شما از بخشى از اين كرامتهاى خداوند
[١] مدينه المعاجز، ج ٤، ص ٢١٤، حديث شماره ٢٩٥ و به نقل از آن، نفس المهموم، ص ٢٣٠- ٢٣١.
[٢] اگر مقصود از سپاهش از او جدا شدند شتر داران و ديگر كسانى باشد كه امام (ع) آنان را اجاره كرد، اشكالى ندارد. ولى اگر مقصود كسانى باشد كه به ايشان پيوستند دو حالت دارد؛ اگر اين گفت و گو در راه و پيش از منزلگاه زباله يا در آن انجام شده باشد قبول است. زيرا شمار زيادى به ويژه پس از شنيدن خبر شهادت مسلم، هانى و عبداللَّه يقطر از چپ و راست از گردشان پراكنده شدند. اما اگر مقصود كسانى باشد كه به ايشان بپيوستند و گفت و گو در شب عاشورا انجام شده باشد مسلّم اين است كه هيچ يك از ياران امام از وى جدا نشدند.