با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٦ - نمونه عرفهاى نظامى آن روزگار
مىشدند، نام فرماندهانشان در كتابهاى تاريخى مىآمد، ولى ما در پژوهشهايمان به چنين مأخذى دست نيافتهايم.
از اين رو مىگوييم كه ما- به خلاف يقينى كه مسعودى دارد- يقين نداريمكه حتى يك نفر از اهل شام نيز در كربلا حضور نيافته باشد. به باور ما اگر افراد زيادى از شاميان به طور پراكنده در سپاه ابن زياد شركت جسته باشند، امرى عادى است. حتى نمىتوان گفت كه شايد عدم تحقق چنين امرى غير ممكن است، زيرا كه حكومت مركزى شام بايد در ميان اهل كوفه فرستادگان و افراد مورد اعتماد يزيد را گماشته باشد تا همه اخبار جديد عراق به ويژه كوفه را به او گزارش دهند.
ولى ما اين را يقين داريم كه شام هيچ واحدى نظامى براى رويارويى با امام حسين (ع) اعزام نكرد؛ زيرا در اين باره هيچ اشاره معتبرى در تاريخ نشده است، بلكه دلايل تاريخى بسيارى وجود دارد مبنى بر اينكه ابن زياد قصد داشت از راه بسنده كردن به بسيج مردم كوفه براى از ميان بردن امام و يارانش، قدرت فرماندهى برتر خود را به يزيد اثبات كند.
براى يافتن حقيقت فوق در منابع تاريخى شواهد فراوانى وجود دارد.
نمونه عرفهاى نظامى آن روزگار
مرحوم قزوينى مىگويد: «بدان كه قانون جنگيدن با يكديگر در آن روزگار طبق آنچه از جنگهاى بزرگى چون صفين و غيره استفاده مىشود اين بود كه ميمنه، ميسره، قلب، پهلو و ساقه و جايى براى تيراندازان و جايگاهى براى سنگ اندازان تشكيل مىدادند. هر كدام از ميمنه و ميسره، تيرانداز و سنگ افكن داشتند. در ميان كسانى كه در قلب لشكر جاى داشتند افراد ويژهاى بودند كه جاى خود را ترك نمىگفتند و از وظيفه خود پا فراتر نمىگذاشتند و تا هنگامى كه نيروهاى ميمنه و ميسره باقى بودند، حمله نمىكردند. آرى، ميان نيروهاى قلب با نيروهاى قلب سپاه مقابل مبارزه روى نمىداد، نخست نيروهاى ميمنه بر نيروى ميسره مقابل حمله مىكردند يا به مبارزه مىپرداختند. سپس نيروهاى ميسره با نيروهاى ميمنه مىجنگيندند. بنابراين آنچه در بيشتر مقاتل آمده است كه ميمنه ابن زياد به ميمنه لشكر امام (ع) حمله كرد، شايد اشتباهى ناشى از بىدقتى و نا آشنايى به قانون جنگ باشد،