با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٧ - نمونه عرفهاى نظامى آن روزگار
زيرا طبيعت تعبيه لشكر چنين اقتضا دارد كه ميمنه در برابر ميسره قرار گيرد؛ و ميمنه بر ميمنه هنگامى حمله كند كه از ميسره گذشته باشد؛ مگر آنكه فاصله ميان دو گروه آن قدر زياد باشد كه ميمنه به ميمنه حمله كند. البته ميان حمله ميمنه به ميسره از سويى و مبارزه ميسره با ميمنه از سوى ديگر منافاتى وجود ندارد. به اين ترتيب كه ميمنه و ميسره به يكديگر حمله كنند و مردان ميسره و ميمنه يكى پس از ديگرى به ميدان مبارزه درآيند و بجنگند؛ ولى قلب همچنان در جاى خود ثابت باشد و حمله نكند.
آرى، پس از شكست ميمنه و ميسره- به طورى كه ميمنه و ميسرهاى باقى نماند- همه سپاه به منزله قلب است و به آن حمله مىشود، به طورى كه در يك سو يكى دو نفر بيشتر نماند؛ كه در آن صورت طرف مقابل جملگى بر آنان حمله مىكنند يا با آنان به مبارزه مىپردازند.» [١]
[١] الامام الحسين (ع) و اصحابه، ص ٢٨٠.