با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٩ - فلسفه خبر از شهادت حسين(ع)
فرمود: «اين فرزندم- و اشاره به حسين (ع) كرد- در سرزمينى كه به آن كربلا گفته مىشود به قتل مىرسد. هر كس شاهد آن روز باشد، بايد يارىاش دهد». به همين جهت هنگامى كه حسين (ع) رهسپار كربلا شد، او نيز با حضرت همراه گرديد و در ركاب آن حضرت به شهادت رسيد. [١]
شايد رمز تغيير موضع زهيربن قين رضوان اللَّه تعالى عليه خبرى بود كه از سلمان فارسى درباره مژده وى به يارى حسين (ع) به ياد داشت.
زهير مىگويد: مىخواهم برايتان حديثى نقل كنم. ما در دريا به جنگ رفتيم و خداوند پيروزى را نصيب ما كرد و غنايمى به دست آورديم. آنگاه سلمان فارسى رحمه اللَّه گفت:
آيا از پيروزىاى كه خداوند نصيبتان كرده و غنايمى كه به دست آوردهايد خوشحاليد؟ گفتيم:
آرى. گفت: آنگاه كه سرور جوانان آل محمد (ص) را درك كرديد، از جنگيدن در ركاب آنان، از اين غنايمى كه به دست آوردهايد خوشحالتر باشيد. [٢]
عريان بن هيثم گويد: پدرم به بيابان مىرفت و نزديك جايى كه جنگ حسين در آن روى داد منزل مىكرد. هرگاه كه ما به بيابان مىرفتيم، يكى از بنى اسد را نيز در آنجا مىديديم.
پدرم به او گفت: مىبينم كه پيوسته در اين مكان به سر مىبرى!
گفت: شنيدهام كه حسين در اينجا كشته مىشود. من نيز مىآيم شايد به او برسم و همراهش شهيد گردم! ابن هيثم گويد: هنگامى كه حسين به شهادت رسيد. پدرم گفت: برويم ببينيم آيا آن مرد اسدى همراه حسين كشته شد يا نه؟ به ميدان نبرد آمديم و گشتيم و ديديم كه آن مرد اسدى نيز در شمار كشتگان است. [٣]
[١] ر. ك: تاريخ ابن عساكر ترجمة الامام الحسين، ص ٢٣٩، ح ٢٨٣.
[٢] الارشاد، ص ٢٤٦.
[٣] تاريخ ابن عساكر، ترجمة الامام الحسين (ع)، ص ٢١٣، ح ٢٦٩؛ و ر. ك: جلد اول اين پژوهش (امام حسين (ع) در مدينه منوره).