با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨٥ - اسب تاختن بر پيكر امام(ع)
اسب تاختن بر پيكر امام (ع)
سيد بن طاووس گويد: راوى گويد: سپس عمر سعد ميان يارانش فرياد بر آورد كه چه كسى حاضر است بر پشت و سينه حسين اسب بتازد! از ميان لشكر، ده تن داوطلب شدند كه اينهايند: اسحاق بن حويه- كه پيراهن حسين (ع) را برداشت- أخنس بن مرثد، حكيم بن طفيل سنبسى، عمربن صبيح صيداوى، رجاء بن منقذ عبدى، سالم بن خثيمه جعفى، واحظ بن ناعم، صالح بن وهب جعفى، هانى بن ثبيت حضرمى، اسيد بن مالك- خدايشان لعنت كند- اينان پيكر حسين (ع) را پامال سم اسبانشان كردند و سينه و پشتش را خرد نمودند. [١]
[١] اللهوف، ص ١١٥. نيز گويد: «راوى گويد: اين ده تن آمدند و در برابر ابن زياد ايستادند. يكى از اين ده تن به نام اسيد بن مالك گفت:
ما نخست سينه و بعد پشت را كوبيديم، با اسبانى تيزرو. ابن زياد پرسيد: شما كه هستيد؟ گفتند: ما كسانى هستيم كه با اسبان خويش بر پشت و سينه حسين اسب تازاندهايم، به طورى كه استخوانهاى سينهاش خرد شده است. دستور داد جايزه ناچيزى به آنان دادند!
ابو عمر زاهد گويد: وقتى در سابقه اين ده تن دقيق شديم، ديديم كه همگى زنا زاده هستند. مختار آنان را گرفت و دست و پايشان را به زنجير آهنين بست و بر آنها اسب تازاند كه هلاك شدند.»
اما ابن شهر آشوب در المناقب (ج ٤، ص ١١٢) از آن ده تن به اين صورت ياد كرده است: «اسحاق بن يحيى حضرمى، هانى بن ثبيت حضرمى، أدلم بن ناعم، أسد بن مالك، حكيم بن طفيل طائى، أخنس بن مرثد، عمرو بن صبيح مذحجى، رجاء بن منقذ عبدى، صالح بن وهب يزنى و سالم بن خيثمه جعفى». نيز ر. ك: تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٣٥؛ الكامل فى التاريخ، ج ٣، ص ٢٩٥؛ مقتل الحسين (ع)، خوارزمى، ج ٢، ص ٤٤؛ أسد الغابه فى معرفة الصحابه، ج ٢، ص ٢١؛ أنساب الاشراف، ج ٣، ص ٤٠٩؛ مقاتل الطالبيين، ص ١١٨؛ تاريخ ابى الفدا، ج ١، ص ٢٦٦؛ المنتظم، ج ٥، ص ٣٤١؛ تاريخ الخميس، ج ٢، ص ٢٩٨؛ البدايه و النهايه، ج ٨، ص ١٩١؛ روضة الواعظين، ص ١٨٩؛ مروج الذهب، ج ٣٧ ص ٧٢؛ الخطط المقريزيه، ج ٢، ص ٢٨٨ و منابع ديگر.