با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٢ - ٢١ - مردى از بنى اسد(رض)!
بر بكر بصره حصين بن منذر، بر تميم بصره احنف بن قيس و قاسط بن عبداللَّه بن زهير بن حرث تغلبى و بر حنظله بصره اعين بن ضبيع و كردوس بن عبداللَّه بن زهير تغلبى را فرمانده ساخت [١] ...» [٢]
در زيارت ناحيه مقدسه تنها بر قاسط و برادرش درود فرستاده شده و از مقسط نام برده نشده است: سلام بر قاسط و كردوس پسران زهير تغلبى. [٣]
٢١- مردى از بنى اسد (رض)!
ابن عساكر به نقل از عريان بن هيثم گويد: پدرم صحرانشين بود و در نزديكى محلى كه بعداً اردوگاه لشكر امام حسين (ع) شد، سكونت داشت. ما هرگاه به صحرا مىرفتيم مردى از بنى اسد را در آنجا مىديديم.
پدرم به او گفت: مىبينم كه پيوسته در اين مكان به سر مىبرى؟!
گفت: شنيدهام كه حسين (ع) در اينجا كشته مىشود! و من به اين مكان مىآيم، شايد او را ببينم و همراهش كشته شوم!
ابن هيثم گويد: چون حسين كشته شد پدرم گفت: برويم ببينيم آيا آن مرد اسدى نيز در ميان كشته شدگان همراه حسين هست؟
ما به ميدان نبرد آمديم، گشتيم و آن اسدى را كشته ديديم! [٤]
[١] مانند اين روايت با اندكى تفاوت در كتاب وقعة صفين نصر بن مزاحم منقرى وجود دارد ولى نام قاسط و كردوس در آن به چشم نمىخورد (ر. ك: وقعة صفين، ص ٢٠٤- ٢٠٦). بنابراين شايد زنجانى آن را از جايى ديگر نقل كرده است.
[٢] وسيلة الدارين، ص ١٨٣- ١٨٤، شماره ١٣٠ و ١٣٣.
[٣] بحار الانوار ج ١٠١، ص ٢٧٣، در آنجا آمده است: سلام بر قاسط و كرش، پسران زهير تغلبى كه كرش اشتباه روشن نساخ است. نيز در بحار، ج ٤٥، ص ٧١، پسران ظهير آمده است كه تصحيف روشن زهير و ناشى از اين است كه طاء را مانند زاء تلفظ كرده است.
[٤] تاريخ ابن عساكر، ترجمة الامام الحسين (ع)، تحقيق محمودى، ص ٣١٠- ٣١١، شماره ٢٦٩،
در اينجا ملاحظه مىشود، هيچ يك از شهيدان كربلا از بنى اسد را نمىشناسيم كه اين قصه بر او تطبيق كند. همان طور كه از ظاهر قصه- بر فرض درستى آن- بر مىآيد كه عريان بن هيثم و پدرش آنقدر به كربلا نزديك بودند كه توانستند ميان پيكرهاى كشتگان بگردند؛ يا در زمره سپاهيان عمر سعد بودند؛ وگرنه انجام چنين كارى براى آنها ممكن نبود.