با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٣ - حبيب بن مظاهر و جمعآورى نيرو
ديگرى عبدا ... است كه قهندر و بخشهاى بسيارى از خراسان را گشود؛ گويند پسر ديگرى هم به نام عمر داشته است. [١]
اگر فرض كنيم- آن طور كه بلاذرى پنداشته- جعدة بن هبيره مخزومى فرزندى به نام فراس داشته و او در هنگام سختى از امام (ع) دست كشيده باشد، اين امرى است كه بس بعيد مىنمايد! زيرا جعدة بن هبيره، پسر امّ هانى دختر ابوطالب است و جعده پسر عمه امام (ع) مىشود، بنابراين فرزند او با امام (ع) خويشاوندى نزديك دارد. از اين گذشته در تاريخ آمده است- و حتى خود بلاذرى نقل مىكند- كه بنى جعده از اهل معرفت نسبت به اهل بيت و از شيعيانشان بودند. [٢] همچنين جعده و فرزندانش به شجاعت، قدرت و نيرومندى در جنگ و كارهاى دشوار شهرت داشتند و هيچ موضعگيرى سستى از آنها ديده نشده و هيچگاه ترس از دشمن آنان را زبون نكرده است. پايمردى جعده در جنگ مشهور بود، به طورى كه عتبة بن ابى سفيان به وى مىگويد: اين پايمردى در جنگ را از دايىات يعنى على (ع) دارى، و جعده مىگويد: اگر تو نيز دايىاى مانند دايى من داشتى پدرت را فراموش مىكردى. [٣]
آيا مىتوان تصور كرد كه فرزندى از فرزندان اين جعده شجاع بترسد و خود و شرافت خويش را بر صفحه تاريخ در معرض بدنامى قرار داده در ساعت سختى از مردى كه به او نياز دارد، و از خويشاوند نزديكى كه دشمنان از همه سو او را محاصره كردهاند دست بكشد؟
تا چه رسد به اين كه اين نيازمند فرزند رسول خدا و پسر دايى پدرش يعنى حسين بن على (ع) باشد!
اين نكتهاى است كه اگر خود بلاذرى اندكى تامل مىكرد اجازه نقل آن را به خود نمىداد.
آنچه مايه تاسف است اين كه برخى از پژوهشگران بدون آنكه زحمت مناقشه در اين ادعا را به خود بدهند نقل بلاذرى را از مسلمات شمردهاند. [٤]
[١] ر. ك: مستدركات علم رجال الحديث؛ ج ٢، ص ١٣١؛ و ج ٨، ص ١٩٣؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ١٨، ص ٣٠٨.
[٢] انساب الاشراف، ج ٣، ص ٣٦٦.
[٣] مستدركات علم رجال الحديث، ج ٢، ص ١٣٠، شماره ٢٤٨٩، معجم رجال الحديث، ج ٤، ص ٤٣، شماره ٢٠٩٧.
[٤] ر. ك: حياة الامام الحسين بن على (ع)، ج ٣، ص ١٧١.