با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٧ - چند نكته
را از معرفى شخصيت شريف خويش و نصيحت آنان و دعوتشان به سوى حق و يادآورى نامهها و پيمانهايشان آغاز كرده باشد و پس از آنكه اجابت نكردند و تسليم نشدند، و بر دشمنى پاى فشردند، لحن سخن امام نيز تندتر گشته است.
از اين رو ارجح اين است كه متن روايتى كه طبرى و مفيد نقل كردهاند و با عبارت «اى مردم سخنم را بشنويد و شتاب مورزيد تا آن طور كه بر من لازم است شما را نصيحت كنم ...
اما بعد نسبم را باز شناسيد و ببينيد كه من كيستم آنگاه به خود بازگرديد و خود را سرزنش كنيد ...» آغاز مىشود، فراز اول سخنرانى امام باشد. پس از آن- فراز دوم يعنى نقل خوارزمى است كه مىنويسد: [١] «ستايش خدايى را كه جهان را آفريد و آن را سراى نابودى و نيستى قرار داد؛ و حال بندگان را پيوسته دستخوش تغيير مىسازد». سرانجام كه موعظهها و احتجاجها به حالشان سودمند نيفتاد، لحن گفتار امام نيز شديد شد و آنها را كوبيد و توبيخ كرد و فرمود: «اى گروه، به گرداب غم در افتيد و در كام مرگ فرو رويد!». اين فراز، بخش پايانى سخنرانى امام (ع) را تشكيل مىداد.
٢- بسا كسى دقت كند و چنين به نظرش بيايد كه سخنرانى برير در فاصله ميان فراز اول و دوم سخنرانى امام (ع) ايراد شده است. شايد هم سخنرانى زهير بن قين- كه از اين پس خواهد آمد- فاصل ميان فرازهاى خطابه امام (ع) بوده باشد؛ يعنى اينكه دو سخنرانى برير و زهير ميان خطابه امام (ع) فاصله انداخته است.
٣- سماوى بر اين باور است كه سخن نخست حضرت (ع)، خطابه اول ايشان است كه با پايين آمدن از مركبى كه عقبة بن سمعان آن را پايبند زد پايان مىيابد و خطابه دوم ايشان همانى است كه با اين گفته آغاز مىشود: «اى گروه به گرداب غم در افتيد و به كام مرگ فرو رويد!» [٢]
[١] برخى منابع آغاز اين متن را اين گونه نقل مىكنند: «اى مردم همانا خداوند دنيا را آفريد و آن را سراىنابودى و نيستى قرار داد» (ر. ك: مقتل الحسين، مقرم، ص ٢٢٧؛ حياة الامام الحسين بن على (ع)، ج ٣، ص ٨٨٤.)
[٢] ر. ك: ابصار العين، ص ٣٥- ٣٢.