با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧١ - وصيتهاى امام
عزيز من اين آخرين ديدار و وعده ما روز قيامت در كنار حوض كوثر است. گريه را واگذار و آماده اسارت شو و شكيبايى زيبا را پيشه خود كن.
آنگاه كه پيكرم را ديدى كه به خاك افتاده و خون از رگهاى بريدهام جارى است، شكيبا باش. [١]
در اين هنگام عمر سعد گفت: واى بر شما! مادامى كه به خود و اهل و عيالش مشغول است به او حمله كنيد؛ كه اگر به شما بپردازد ميان ميمنه و ميسره شما فرقى نمىنهد. سپس مردم حمله كردند و او را زير باران تير گرفتند، به طورى كه تيرهاى بسيارى ميان طناب خيمهها افتاد و چندين تير، روپوشهاى زنان را سوراخ كرد. آنان وحشت كردند و ترسيدند و فرياد برآوردند و وارد خيمهها شدند و نگاه مىكردند تا ببينند حسين (ع) چه مىكند.
امام (ع) همانند شير خشمگين به آنان حمله كرد و به هر كس كه مىرسيد با شمشير او را مىشكافت و مىكشت. تيرها از هر سو به سوى او مىآمد و حضرت آنها را با سر و سينهاش دفع مىكرد.» [٢]
ابن شهر آشوب گويد: «آنگاه با زنان وداع كرد و سكينه در آن حال شيون مىكرد. امام (ع) او را به سينه چسبانيد و مىگفت:
اى سكينه بدان كه پس از مرگ من بسيار خواهى گريست.
تا هنگامى كه روح در بدن دارم قلبم را با اشك حسرت مسوزان.
پس از كشته شدن من، تو اى بهترين زنان به گريه كردن سزاوارترى». [٣]
وصيتهاى امام
از جمله كارهاى مهمى كه امام حسين (ع) در روز عاشورا انجام داد اين بود كه وصيتها را به فرزندش على بن الحسين، كه در آن روز بيمار بود و توان جهاد در ركاب پدرش را نداشت، انتقال داد.
[١] اين ابيات از خطيب شاعر، شيخ مسلم بن محمد على جابرى نجفى است (ر. ك: مقتل الحسين (ع)، مقرّم، ص ٢٢٧).
[٢] مقتل الحسين (ع) مقرّم، ٢٧٧- ٢٧٨.
[٣] مناقب آل ابى طالب، ج ٤، ص ١٠٩.