با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٤ - ٢٤ - مالك بن عبدالله بن سريع بن جابر همدانى جابرى(رض)
فرمود: برو به سوى بهتر از دنيا و آنچه در آن است، به سوى جهان فنا ناپذير!
حنظله گفت: سلام بر تو اى ابا عبداللَّه، درود خدا بر تو و بر خاندانت باد؛ و خداوند ما و شما را در بهشت خويش يكجا گرد آورد!
امام حسين (ع) فرمود: آمين! آمين!
آنگاه، شمشير كشيده به سوى مردم رفت و شجاعانه پيشروى مىكرد و شمشير مىزد، تا آنكه يكباره به او حمله كردند و او را در ميدان نبرد كشتند.
خداى از او خشنود باد. [١]
زنجانى گويد: ابو مخنف گفته است: ... هنگام فرود آمدن حسين (ع) در كربلا حنظلة بن اسعد شبامى سوى وى آمد. امام حسين (ع) در روزهاى قبل از جنگ نامههايش را به وسيله او براى عمر سعد فرستاد. چون روز دهم شد و همه ياران حسين كشته شدند و جز سويد بن عمرو بن مطاع خثعمى و بشر بن عمرو حضرمى باقى نمانده بودند به حضور حضرت رسيد و سر و سينهاش را سپر تير و نيزه و شمشيرها قرار داد. او اجازه ميدان گرفت و در همان حال فرياد مىزد ... [٢]
در زيارت ناحيه مقدسه بر وى چنين درود فرستاده شده است: سلام بر حنظلة بن اسعد شبامى. [٣]
٢٣- سيف بن حرث بن سريع بن جابر همدانى جابرى (رض)
٢٤- مالك بن عبداللَّه بن سريع بن جابر همدانى جابرى (رض)
سماوى گويد: بنو جابر تيرهاى از همدان هستند. سيف و مالك جابرى پسر عمو و برادر مادرى بودند. آنان همراه غلامشان شبيب نزد حسين (ع) آمدند و به سپاه او پيوستند.
[١] ابصار العين، ص ١٣٠- ١٣١.
[٢] وسيلة الدارين، ص ١٣٤- ١٣٥، شماره ٤٠.
[٣] بحار الانوار، ج ٤٥، ص ٧٣؛ و ج ١٠١، ص ٢٧٣.