با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧١ - ٣٢ - عبدالله بن بشر خثعمى
او مدت كوتاهى جنگيد و سپس نزد حسين (ع) بازگشت و در برابرش ايستاد تا او را از دشمن حفظ كند! ابن نما گويد: تيرها به صورت و سينه او مىخورد و به امام (ع) هيچ گزندى نرسيد، تا آنكه زخمهاى فراوان او را ناتوان ساخت. سپس رو به امام حسين (ع) كرد و گفت: اى فرزند رسول خدا (ص) آيا وفا كردم؟ فرمود: آرى. تو در بهشت پيشاپيش منى.
به رسول خدا (ص) سلام برسان و بگو كه من هم پس از شما مىآيم! آنگاه بى جان بر زمين افتاد. [١]
اما على (ديگر فرزند قرظه انصارى) همراه عمر سعد رفت و هنگامى كه برادرش كشته شد از صف لشكر بيرون آمد و فرياد زد: اى حسين اى دروغگو، برادرم را فريفتى و كشتى؟ حسين (ع) فرمود: من برادرت را نفريفتم بلكه خداوند او را هدايت و تو را گمراه كرد!
على گفت: خدا مرا بكشد اگر تو را نكشم يا پيش از تو كشته نشوم و به امام حسين (ع) حملهور شد. نافع بن هلال راه را بر او بست و با ضربت نيزه بر زمينش افكند. يارانش حمله كردند و او را نجات دادند. بعدها او را درمان كردند و بهبود يافت. اين على بر خلاف برادر شهيدش، در كتابهاى اهل تسنن زندگينامهاى دارد و نيز از او روايت نقل كرده و او را ستودهاند! [٢]
در زيارت ناحيه مقدسه بر عمرو بن قرظه انصارى اين گونه درود فرستاده شده است:
«سلام بر عمرو بن قرظه انصارى». [٣]
٣٢- عبداللَّه بن بشر خثعمى
عبداللَّه بن بشر از شجاعان مشهور و حاميان حقايق بود. او و پدرش در غزوات و جنگها نامى دارند.
[١] ر. ك: مثير الاحزان، ص ٦١؛ اللهوف، ص ٤٦- ٤٧.
[٢] ابصار العين، ص ١٥٥- ١٥٦؛ و ر. ك: وسيلة الدارين، ص ١٧٤- ١٧٦، شماره ١٠٨. در اين كتاب آمده است: «صاحب حدائق گويد: اما عمرو در روز ششم محرم در دوران قبل از جنگ و هنگام فرود آمدن حسين در كربلا و پيش از ممانعت نزد وى آمد ...»
[٣] ر. ك: بحار الانوار، ج ١٠١، ص ٢٧٢ و ج ٤٥، ص ٧١.