با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧٣ - تهاجم به خيمه گاه حسينى
آنان را به خود مشغول داشته بود. پس از آن فاطمه آنها را به على بن الحسين (ع) سپرد و بعد به دست ما رسيد.» [١]
تهاجم به خيمه گاه حسينى
طبرى به نقل از ابى مخنف مىنويسد: «سپس شمر بن ذى الجوشن با ده تن از نيروهاى پياده سپاه كوفه به سوى خيمهاى كه بار و بنه و خانواده حسين (ع) در آن بود رفت. امام (ع) به طرف شمر رفت، اما نيروهاى پياده ميان او و خيمه گاه حايل شدند. حضرت فرمود: «واى بر شما، اگر دين نداريد و از روز رستاخيز نمىترسيد، در دنيايتان آزاده و با شرف باشيد.
اراذل و اوباش [٢] را از خيمه و خانوادهام باز داريد.
شمر گفت: «اى پسر فاطمه، اين خواستهات را پذيرفتيم.» [٣]
در اللهوف آمده است كه امام (ع) خطاب به آنان فرمود: «اى پيروان خاندان ابى سفيان، اگر دينى نداريد و از روز رستاخيز نيز نمىترسيد، در دنيايتان آزاده باشيد؛ و اگر خود را عرب مىدانيد، به گذشتگان نگاه كنيد.»
ابن صباغ مالكى طى نقلى گويد: «حسين (ع) به سختى به آنان حمله كرد و شمار بسيارى از مردان و شجاعانشان را كشت و به سلامت به خيمه گاه نزد خانوادهاش بازگشت. بار ديگر نيز حمله كرد و به جاى خويش بازگشت. اما در اين نوبت شمر بن ذى الجوشن ملعون با چندين ديگر از پهلوانان و افراد شجاع، ميان او و حرمش حايل شده، محاصرهاش كردند.
سپس گروهى از دشمن رفتند كه حرم و كودكان حسين را غارت كنند؛ كه حضرت فرياد زد: واى بر شما اى پيروان شيطان، نابخردان را از زنان و كودكان باز داريد، چرا كه اينان نجنگيدهاند!
[١] بصائر الدرجات، ص ١٦٤؛ اثبات الهداة، ج ٥، ص ٢١٥، ح ٥؛ بحار، ج ٢٦، ص ٣٥، ح ٦٢.
[٢] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٣٣؛ انساب الاشراف، ج ٣، ص ٤٠٧؛ الكامل فى التاريخ، ج ٤، ص ٧٦.
[٣] اللهوف، ص ١٧١.