با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٩ - خطبه امام(ع) در ميان اصحاب
بنابراين دنيا با همه جزئياتش از تلخ و شيرين، در پايان خوابى بيش نيست، چنانكه كه گويى نبوده است. خردمند با سعادت كسى است كه از اين دنيا توشه برگيرد، همان گونه كه گذر كننده از گذرگاه براى محل استقرار خويش توشه برمىگيرد. نيز خوشبخت كسى است كه قلبش به اين دنياى فانى وابسته نباشد و به دامش نيفتد. در دنيا سبكبار باشد تا جدا شدن از آن برايش سهل، آسان و گوارا باشد. از امام صادق (ع) نقل است: «هر كس بسيار با دنيا درآميزد هنگام جدايى از دنيا فراوان حسرت خورد.» [١]
حال كه حقيقت دنيا چنين است و هيچ گريزى از جدايى آن نيست، بايد پايان و نهايت كار انسان بهترين و شريفترين پايانها باشد. برترين مرگها كشته شدن در راه خداست، بنابراين بهترين فرجام، كشته شدن در راه خداست. از اين نيكى برتر وجود ندارد؛ و همه بايد در اين راه از يكديگر پيشى گيرند؛ و از اين رو همه عمل كنندگان بايد عمل كنند.
گمان قوى بر اين است، آن معنايى كه امام (ع) مىخواست كه با فرستادن اين نامه از كربلا به محمد حنفيه و ديگر بنى هاشم بفهماند، درست همان معنايى است كه در نامه كوتاه نخست آن حضرت از مكه به مدينه براى آنان آمده است: بسم اللَّه الرحمن الرحيم. از حسين بن على به محمد بن على هر كس با من همراه شود شهيد مىشود و آن كس كه با من همراه نگردد به پيروزى نخواهد رسيد. والسلام. [٢]
خطبه امام (ع) در ميان اصحاب
ابن عساكر مىنويسد: چون لشكر عمر سعد نزد امام حسين (ع) فرود آمد و حضرت يقين كرد كه آنان با وى خواهند جنگيد از اين رو ميان اصحاب به خطبه ايستاد و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: براى ما چيزى پيش آمد كه مىبينيد. بى گمان دنيا دگرگون و زشت شده است. نيكى آن پشت كرده و آنقدر استمرار يافته كه از آن چيزى جز اندكى چون ته مانده ظرفى و مقدارى ناچيز همانند چراگاهى كم مايه نمانده است! آيا نمىبينيد
[١] سفينة البحار، ماده «دنى».
[٢] كامل الزيارات، ص ٧٦، باب ٢٣، شماره ١٥.