با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤ - مصيبت حسين در زندگى پيامبران و امتهايشان
گفت: آرى، درست خودش هست. اى پسر عباس آيا مىدانى اين پشكها چيست؟ اينها را عيسى بن مريم بوييده است. به اين ترتيب كه روزى با حواريون مىگذشت و چند آهو را ديد كه گرد آمدهاند و مىگريند. عيسى نشست و حواريون نيز با او نشستند. او گريست و آنان نيز گريستند. در حالى كه نمىدانستند چرا نشست و براى چه گريست. آنگاه پرسيدند:
اى روح خدا و كلمه او چرا مىگريى؟ گفت: آيا مىدانيد اينجا چه سرزمينى است؟ گفتند:
نه. گفت: در اين زمين فرزند احمد، رسول خدا (ص)، و فرزند زهراى بتول- شبيه مادرم- كشته و به خاك سپرده مىشود. زيرا كه خاك اينجا تربت آن فرزند شهيد شده پيامبر و از مشك پاكيزهتر است. خاك همه پيامبران و فرزندانشان چنين است. اين آهوان به سخن درآمدند و به من گفتند كه به شوق تربت آن فرزند مبارك در اينجا چرا مىكنند و گمان دارند كه در اينجا درامانند. سپس دست بر آن پشكها زد و بوييد و گفت: خوشبويى اين پشكها به دليل جاى علف آن است. بار پروردگارا آنها را نگهدار تا پدرش ببويد و موجب تسلّى خاطر او گردد ...» [١].
مصيبت حسين در زندگى پيامبران و امّتهايشان
١- علامه مجلسى (ره) از كتاب درّالثمين در تفسيرآيه شريفه «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ ...»
نقل مىكند كه آدم ساق عرش و نامهاى پيامبر و امامان (ع) را ديد. آنگاه جبرئيل به او چنين تلقين كرد: بگو «يا حَمِيدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ، يا عالِىُ بِحَقِّ عَلِىٍّ، يا فاطِرُ بِحَقِّ فاطِمَةَ، يا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ وَ مِنْكَ الْاحْسانُ». چون نام حسين را بر زبان آورد اشك او جارى و قلبش خاشع شد و گفت: برادرم، جبرئيل، چون نام پنجمى آنها را مىبرم دلم مىشكند و اشكم جارى مىشود.
جبرئيل گفت: اين فرزندت به مصيبتى گرفتار مىشود كه همه مصيبتها در برابرش كوچك است:
گفت: برادرم، چه مصيبتى؟
[١] امالى صدوق، ص ٤٧٨- ٤٨٠، مجلس ٨٧، شماره ٥؛ كمال الدين، ج ٢، ص ٥٣٢- ٥٣٥، باب ٤٨، شماره يك.