با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٤ - وقايع روز هفتم محرم
وقايع روز هفتم محرم
خوارزمى در مقتل خويش داستان آمدن جماعت بنى اسد با دعوت حبيب بن مظاهر و رويارويى آنان با (چهارصد سوار) از سپاه عمر سعد به فرماندهى ازرق بن حرث صدائى نقل مىكند و بيان مىدارد كه چگونه آن جماعت پس از پيكارى سخت شكست خوردند و به قبيلهشان باز گشتند. آنگاه در دل شب از بيم سپاه عمر سعد محل زندگى خود را ترك كردند و حبيب بن مظاهر نيز به اردوگاه امام (ع) بازگشت.
خوارزمى ادامه داستان كربلا را اين طور نقل مىكند: اين سپاه بازگشت تا آنكه بر ساحل فرات فرود آمد. اينان ميان حسين (ع) و آب مانع گشتند و تشنگى بر امام و يارانش غلبه كرد. حسين (ع) تيشهاى برداشت و پشت خيمه زنان آمد و نوزده گام به سوى قبله برداشت. سپس آنجا را كند و چشمهاى از آب گوارا از آن جوشيد! حسين نوشيد و همه مردم نيز نوشيدند و مشكهايشان را پر كردند. سپس آن چشمه فرو رفت و هيچ نشانى از آن ديده نشد!
چون اين خبر به گوش عبيداللَّه رسيد به عمر سعد نوشت: «شنيدهام كه حسين (ع) چاه مىكند و به آب مىرسد و او و يارانش از آن مىنوشند. چون نامهام به تو رسيد در اين باره تحقيق كن و تا مىتوانى آنان را از كندن چاه باز دار. بر آنان تنگ بگير و اجازه چشيدن يك قطره آب را به آنان مده! و با آنها چنان كن كه با عثمانِ پاك، كردند. والسلام [١].
چون اين خبر به عمر سعد رسيد به عمرو بن حجاج فرمان داد كه با پانصد سوار به كنار شريعه برود و ميان حسين و يارانش و ميان آب مانع گردد.
اين قضيه سه روز پيش از شهادت حضرت بود و در نتيجه حسين و يارانش تشنه ماندند. [٢]
[١] مقتل الحسين، خوارزمى، ج ١، ص ٣٤٦، به نقل از الفتوح، ج ٥، ص ١٦٢. ليكن نسخهاى كه ما از الفتوح به دست داريم- داستان چگونگى چاه كندن امام در پشت خيمههاى زنان را ندارد. نيز ر. ك: تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣١١- ٣١٢؛ انساب الاشراف، ج ٣، ص ٣٨٩.
[٢] الاخبار الطوال، ص ٢٥٥.