با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٨ - حمله شمر از جناح چپ
سپاه بود بر ميمنه حمله كرد. [١] چون به حسين رسيدند، ياران حضرت روى زانو نشستند و نيزههاشان را به سوى آنان دراز كردند. سواران نتوانستند در برابر نيزهها پيش بروند و در صدد بازگشت بر آمدند. ياران حضرت آنان را زير باران تير گرفتند و شمارى از آنها را كشتند و شمارى ديگر را زخمى كردند.» [٢]
طبرى نقل مىكند كه چون عمرو بن حجاج به امام حسين نزديك شد مىگفت: «اى مردم كوفه! پايبند فرمانبردارى و جماعت خويش باشيد و در كشتن كسى كه از دين برگشته و با امام به مخالفت برخاسته ترديد مكنيد.!»
امام حسين (ع) به او گفت: «اى عمرو بن حجاج، آيا مردم را بر ضد من تشويق مىكنى؟
آيا ما از دين برگشتيم ولى شما در آن ثابت قدم مانديد. به خدا سوگند آن روزى كه قبض روح شديد و با اين اعمال مرديد، خواهيد دانست كه كدام يك از ما از دين بيرون رفته و چه كسى به افتادن در آتش سزاوارتر است! ....»
عمرو و يارانش كه در جناح چپ سپاه عمر سعد بودند، از سوى فرات به امام (ع) حمله كردند. سپاه امام (ع) ساعتى سر آسيمه شد و نخستين كس از اصحاب كه به شهادت رسيد، مسلم بن عوسجه اسدى بود. [٣]
حمله شمر از جناح چپ
طبرى در ادامه مىگويد: «و شمر بن ذى الجوشن همراه نيروهاى جناح چپ بر جناح چپ حمله كرد. آنها در مقابلش ايستادند و او و يارانش را با نيزه زدند.» [٤]
[١]- گويا اصل در اين است كه ميمنه بر ميسره سپاه مخالف حمله كند، چرا كه در مقابلش قرار دارد.
[٢] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٢٣؛ و ر. ك: الارشاد، ج ٢، ص ١٠٢.
[٣] مؤلف محترم در اينجا به شرح مكالمه حبيب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه پرداخته و در پايان، سلام بر مسلم در زيارت ناحيه را آورده است كه ما به دليل ذكر آن در شرح حال مسلم بن عوسجه در فصل دوم، از ترجمه مجدد آن خوددارى نموديم.
[٤] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٢٥- ٣٢٤. سماوى نيز همين مطلب را از مجموعه نقلهاى طبرى استفاده كرده است. وى در كتاب ابصار العين، ص ٣٥ مىنويسد: عمر سعد به مردم فرمان جنگ داد. سالم و يسار پيش رفتند و پيكارهايى رخ داد. آنگاه شمر و عمروبن حجاج ميان مردم فرياد زدند كه اينان مردمانى از جان گذشتهاند، هيچ كس تنها به جنگ آنها نرود. سپس آنان را از هر سو در محاصره گرفتند و حملهور شدند. شمر بر جناح چپ و عمر و به جناح راست حمله كرد. سپاه امام در برابرشان ايستادند و روى زانو نشستند تا آنها را باز پس زدند. در اين حمله كه حمله نخست ناميده مىشود كمى شمار ياران امام آشكار گرديد. از سواران جز اندكى نماندند و شمار كشته شدگان پياده به پنجاه تن رسيد. (نيز ر. ك: همان، ص ١٨١.)