با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٥ - شهادت زهير بن قين
من امروز با جدّت پيامبر و پس از او با پدرت على كه او را جانشين مىشناسيم ديدار مىكنم.
امام حسين (ع) به او فرمود: «آرى، و من نيز پس از تو با آنان ديدار مىكنم.» حجّاج بازگشت و جنگيد تا كشته شد- خداى از او خوشنود باد. [١]
شهادت زهير بن قين
طبرى پس از نقل داستان شهادت سعيد بن عبداللَّه مىنويسد: «زهير بن قين به سختى پيكار كرد و اين رجز را مىخواند:
من زهيرم پسر قين و در برابر آنان از حسين با شمشير دفاع مىكنم ... او همچنين با دست بر شانه حسين مىزد و مىگفت:
پيش رو اى هدايت كننده هدايت شده كه ما امروز با جدّت پيامبر خدا و با حسن و على مرتضى و با صاحب دو بال، آن جوان شجاع و شير خدا، آن شهيد زنده، ديدار مىكنيم.
... سپس عبداللَّه بن كثير شعبى و مهاجر بن اوس كندى به او حمله كردند و او را به قتل رساندند.» [٢]
خوارزمى در مقتل خويش گفته است: «حسين (ع) در هنگام شهادت زهير گفت: اى زهير، خداوند تو را رحمت كند و كشنده تو را همانند كسانى كه آنان را به صورت بوزينه و خوك در آورد، لعنت كند.» [٣]
[١] ر. ك: ابصار العين، ص ١٥٢- ١٥٣؛ و مقتل الحسين، مقرّم، ص ٢٥٣- ٢٥٤.
[٢] تاريخ الطبرى. ج ٣، ص ٣٢٨؛ و ر. ك: امالى، صدوق، ص ١٣٦، مجلس ٣٠ حديث ١؛ انساب الاشراف، ج ٣، ص ٤٠٣. در ابصار العين (ص ١٦٦) آمده است: «زهير و حرّ به سختى پيكار كردند و هرگاه يكى از آن دو حمله مىكرد و جانش به خطر مىافتاد، ديگرى حمله مىكرد و او را نجات مىداد. سرانجام حرّ كشته شد و حسين (ع) نماز خوف به جاى آورد. چون از نماز فراغت يافت، زهير پيش رفت و چنان پيكارى كرد كه مانندش ديده و شنيده نشده بود.» ابن شهر آشوب در المناقب (ج ٤٧، ص ١٠٤) نوشته است: «سپس حسين (ع) نماز ظهر را با آنان، به صورت نماز شدت خوف گزارد، سپس زهير بن قين بجلى به ميدان مبارزه رفت.» خوارزمى در المقتل (ج ٢، ص ٢٣) نوشته است كه زهير بن قين بجلى پس از حجاج بن مسروق جعفى به ميدان رفت.
[٣] مقتل الحسين، خوارزمى، ج ٢، ص ٢٤.