با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٧ - شهادت ابى ثمامه صائدى
به همه ساكنان شرق و غرب عالم تسليت باد و بر محاصره حسين كه بر راه راست است، همه بايد اندوهگين باشند.
كيست كه پيام مرا به پيامبر و دخترش برساند و بگويد كه فرزندشان به چه تنگنايى گرفتار آمده است. [١]
از سياق نقل طبرى و به پيروى از او ابن اثير، چنين بر مىآيد كه ابو ثمامه يكى از پسر عموهايش را پيش از نماز ظهر به قتل رساند. او مىنويسد: «سپس گروهى از پيادگان به حرّ بن يزيد حمله كردند و او به قتل رسيد؛ و ابو ثمامه صائدى يكى از پسر عموهايش را كه با وى دشمن بود، كشت؛ و سپس نماز ظهر را به جاى آوردند ...» [٢]
اما درباره چگونگى كشته شدن ابوثمامه و نيز درباره اينكه قاتل وى كه بوده در منابع كهن تاريخى چيزى نيامده است. تنها سماوى در اين باره مىنويسد: «سپس ابوثمامه به حسين (ع)، كه از نماز فراغت يافته بود، گفت: اى ابا عبداللَّه، من در صدد پيوستن به يارانم بر آمدهام و دوست ندارم كه تو را دور از خاندانت كشته ببينم و به ميدان نروم. حسين (ع) به او گفت: پيش رو كه ما نيز در همين ساعت به تو خواهيم پيوست!
او پيش رفت و آنقدر جنگيد كه به شدت مجروح شد و پسر عمويش، قيس بن عبداللَّه صائدى كه با وى دشمنى داشت، او را به قتل رساند و اين، پس از واقعه كشته شدن حرّ بود.» [٣]
به نظر مىرسد كه مقرّم نيز اين مطلب را از سماوى گرفته باشد، آنجا كه مىنويسد:
«ابو ثمامه صائدى به ميدان رفت و آن قدر جنگيد كه به شدت مجروح شد. يكى از پسرعموهايش، به نام قيس بن عبداللَّه، در سپاه عمر سعد بود و با وى دشمنى داشت. پس بر وى حمله كرد و او را كشت.» [٤]
بنابراين، چه بسا كه سماوى و مقرّم داستان را از منبعى نقل كردهاند كه ما بر آن دست نيافتهايم. به ويژه آنكه آن دو، شهادت وى را به شخصى به نام قيس بن عبداللَّه صائدى
[١] مناقب آل ابى طالب، ج ٤، ص ١٠٥.
[٢] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٢٨؛ ر. ك: الكامل فى التاريخ، ج ٣، ص ٢٩٢.
[٣] ابصار العين، ص ١٢١؛ وسيلة الدارين، ص ٩٩، شماره ١.
[٤] مقتل الحسين، مقرّم، ص ٢٤٧. وى منبع نقل خويش را نياورده است!