با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٢ - روايتى ديگر از امام سجاد(ع)!
فرمود: خداوند به شما پاداش خير دهد! و برايشان دعاى خير كرد؛ و بامدادان حسين كشته شد و همه يارانش نيز با او كشته شدند! [١]
قاسم بن حسن (ع) پرسيد: آيا من نيز از جمله آنهايم كه كشته مىشوند.
دل امام (ع) سوخت و گفت: پسرم مرگ در نظرت چگونه است؟
گفت: عمو جان! شيرينتر از عسل!
امام فرمود: آرى به خدا، عمو به فدايت. تو و پسرم عبداللَّه از مردانى هستيد كه پس از آزمايشى سخت و فداكارى عظيم كشته مىشويد!
قاسم گفت: آيا دشمن به زنان مىرسد، به طورى كه عبداللَّه شير خوار كشته مىشود؟
امام فرمود: عمو به فدايت، عبداللَّه آنگاه كشته مىشود كه جانم از تشنگى به لب مىرسد و به چادرها مىروم و آب و شير طلب مىكنم ولى هرگز نمىيابم! و مىگويم: پسرم را نزد من بياوريد تا از دهانش بنوشم! او را مىآورند و در دستانم مىنهند من او را مىگيرم تا به دهانم نزديك كنم؛ كه ناگاه فاسقى تير به گلويش مىزند و او به ناله مىافتد. كف دستم از خونش پر مىشود و من او را به آسمان بلند مىكنم و مىگويم: خدايا براى خشنودى تو شكيبايى مىورزم؛ پس نيزههاى دشمن با شتاب سوى من مىآيد در حالى كه آتش در خندق پشت چادرها زبانه مىكشد. من در تلخ ترين وقتها در دنيا به آنان حمله مىكنم و مىشود آنچه خداوند مىخواهد!
او گريست و ما نيز گريستيم و صداى گريه و ناله فرزندان رسول خدا (ص) در چادرها بلند شد.
زهير بن قين و حبيب بن مظاهر درباره من (يعنى امام سجاد (ع)) مىپرسند و مىگويند:
اى سرور ما! وضعيت سرور ما- اشاره به من مىكند- چه مىشود؟
[١] در اين روايت از زبان امام حسين (ع) آورده است: من فردا كشته مىشوم و شما همه با من كشته مىشويد و يك تن از شما نمىماند! و از زبان امام سجاد (ع) آمده است: بامدادان او كشته شد و همه يارانش نيز با او كشته شدند. ولى مشهور خلاف اين است برخى از ياران حسين (ع) بودند كه در جنگ روز عاشورا شركت كردند و به شهادت نرسيدند مانند حسن مثنى، سوار بن منعم نهمى و موقّع بن ثمامه اسدى. مگر اينكه بگوييم اينان در آن گفت و گو و در آن ساعت حضور نداشتهاند يا اينكه مقصود اين خطاب جمع است به نحو تغليب!