با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٧ - ملاحظه
اما اين تلاش و پنهان كارى، هنگام عبور از دستهها و پاسگاههايى كه حركت راهيان كربلا را زير نظر داشتند، سودى نبخشيد. وى ناچار شد با يكى از پاسگاههاى بزرگ، واقع بر پل صراة، كه فرماندهى آن را زجر بن قيس جعفى عهدهدار بود، درگير شود. استاد مقرم مىنويسد: عبيداللَّه بن زياد زجر بن قيس را به رياست يك گروه نگهبانى با پانصد سوار گماشت و فرمان داد كه بر پل صراة مستقر شود [١] و هر كس را كه به قصد حسين (ع) از كوفه بيرون مىرود مانع شود. هنگامى كه عامر [٢] بن ابى سلامة بن عبداللَّه بن عرار دالانى بر وى مىگذشت، گفت: مىدانم كه آهنگ كجا دارى، بازگرد! عامر بر او و يارانش حمله كرد و آنان را شكست داد و رفت هيچ يك از آنها در فكر نزديك شدن به او نبوده! او به كربلا رسيد و به حسين (ع) پيوست، تا آنكه همراهش كشته شد. وى در جنگها با اميرالمؤمنين (ع) حضور داشت. [٣]
نامه امام به برادرش، محمد حنفيه
امام باقر (ع) فرموده است: حسين بن على (ع) خطاب به محمدبن على از كربلا چنين نوشت:
بسم اللَّه الرحمن الرحيم. از حسين بن على به محمد بن على و كسانى از بنى هاشم كه نزد اويند اما بعد، گويى كه دنيا هرگز نبوده است و گويى كه آخرت پيوسته مىباشد! والسلام. [٤]
ملاحظه
گفتنى است برداشت و تلقى غير معصوم از سخنان پيامبر (ص) و ائمه (ع)- همانند برداشت از قرآن كريم- به اندازه ظرفيت و گنجايش او است. او با وجود قصور خويش
[١] صراة (به فتح)، نهرى است كه از نهر عيسى از شهركى به نام محول گرفته مىشود. با بغداد يك فرسخفاصله دارد؛ و از نهرهاى فرات است. (ر. ك: وقعة صفين، ص ١٣٥، حاشيه).
[٢] سماوى نام وى را چنين ضبط كرده است: عمار بن ابى سلامة بن عبداللَّه بن عمران بن راس بن دالان، ابوسلامه الهمدانى الدالانى، و بنو دالان تيرهاى از همدان هستند. (ر. ك: ابصار العين، ص ١٣٣).
[٣] مقتل الحسين، مقرم، ص ١٩٩ به نقل از كتاب الالكليل همدانى، ج ١٠، ص ٨٧ و ١٠١. در آنجا آمده است: «دالان تيرهاى است از همدان، بنوعرار (به ضم عين) از آنهايند، و او عرار بن رؤاس بن دالان است ....»
[٤] كامل الزيارات، ص ٧٦، باب ٢٣، شماره ١٥، برخى فضلاء آن را در حوادث روز ششم محرم نوشتهاند. (ر. ك: قصةكربلا، ص ٢٢٨).