با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٤ - اشاره
متعال برخورداريد. بدانيد كه تلخ و شيرين دنيا خوابى بيش نيست و بيدارى در آخرت است! رستگار كسى است كه در آنجا رستگار شود و بدبخت كسى است كه در آنجا بدبخت باشد .... [١]
حضرمى: درندگان مرا بخورند اگر از تو جدا شوم!
سيد بن طاووس نقل مىكند كه در آن حال به محمد بشير حضرمى گفتند: پسرت در مرز رى اسير شده است! گفت: خودم و او را به حساب خدا مىگذارم. دوست نمىدارم كه او اسير گردد و من پس از او زنده بمانم!
امام حسين (ع) با شنيدن سخن وى فرمود: خدايت رحمت كند! من بيعتم را از تو برداشتم.
براى آزادى پسرت اقدام كن!
گفت: درندگان مرا زنده بخورند اگر از تو جدا شوم!
فرمود: اين جامهها (بردها) را به فرزند [ديگر] ت بده تا سر بهاى برادرش دهد! و پنج جامه به قيمت هزار دينار به او بخشيد!. [٢]
اشاره
در زيارت ناحيه مقدسه سلام بر بشر بن عمر حضرمى و ستايش از وى با همان عبارتى آمده است كه به امام حسين (ع) گفت. به اين صورت: درود بر بشر بن عمر حضرمى، خداوند سخن تو را قبول كند كه چون حسين به تو اجازه بازگشت داد، گفتى: درندگان مرا زنده بخورند اگر از تو جدا شوم، آيا خبر تو را از كاروانيان جويا شوم. و تو را با وجود اندك بودن ياران رها كنم! هرگز چنين چيزى نمىشود. [٣]
[١] تفسير الامام الحسن العسكرى، ص ٢١٨؛ و ر. ك: بحار الانوار، ج ١١، ص ١٤٩، شماره ٢٥.
[٢] اللهوف، ص ٤٠- ٤١؛ نيز ابن عساكر آن را در تاريخش نقل كرده است (ترجمة امام الحسين (ع)، ص ٢٢١، حديث شماره ٢٠٢) محمودى در حاشيه كتاب مىنويسد: ابن سعد در حديث صدم زندگينامه امام حسين (ع) از كتاب طبقات الكبرى، و ابن عديم در حديث ٧٨، بغية الطالب، ص ٧١ آن را نقل كردهاند. نيز ر. ك: العوالم، ج ١٧، ص ٢٤٤ و اعيان الشيعه، ج ١، ص ٦٠١.
[٣] بحار الانوار، ج ٤٥، ص ٧٠؛ و ج ١٠١، ص ٢٧٢.