با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٢ - عناصر سپاه اموى
خوارج (فرقه محكّمه) بودند. آنان با عمر سعد به جنگ حسين (ع) آمدند. پس از آنكه ياران امام (ع) كشته شدند و او مىفرمود: «آيا ياورى نيست كه ما را يارى دهد؟» و زنان و كودكان با شنيدن آن آه و فرياد سر دادند، سعد و برادرش ابوالحتوف اين نداى حسينى و فرياد زنان و كودكان را شنيدند و به امام حسين (ع) پيوستند و در ركابش جنگيدند تا كشته شدند. [١]
اگر بپذيريم كه خوارج به دلخواه خودشان با ابن زياد به جنگ حسين (ع) آمده بودند، چنان كه شيخ قرشى نيز بر همين باور است و مىگويد: از ميان عناصرى كه در جنگ امام شركت جستند، خوارج بودند. آنان بيشترين كينه را نسبت به خاندان پيامبر (ص) داشتند چرا كه اميرالمؤمنين على (ع)، آنان را در جنگ نهروان تار و مار كرد؛ و آنها براى گرفتن انتقام آن جنگ براى قتل خاندان پاك وى از يكديگر پيشى مىجستند. [٢] در اين صورت بدون شك آنها از كسانى بودند كه براى كشتن امام (ع) گرد آمدند و با اين كار به خدا تقرب مىجستند؛ و در شماره گروه اول قرار مىگيرند.
اما محقق شوشترى سخن مامقانى را درباره خارجى بودن سعد بن حارث عجلانى و برادرش ابوالحتوف رد مىكند و مىنويسد: «... وانگهى همراه آمدن يكى از خوارج با پسر سعد بعيد است؛ چرا كه خوارج، ستمكاران را در جنگ با كفار يارى نمىدادند، تا چه رسد در جنگ با حسين (ع)، از اين گذشته چگونه كسى كه «لا حكم الّا للَّه» (حكم تنها براى خداست) مىگويد و مىداند كه حسين (ع) مانند پدرش حكم به كتاب خدا را مانند پدرش قبول دارد، او را يارى مىكند؟» [٣] اگر ما اين رأى را بپذيريم، تنها مىتوانيم بگوييم كه شايد حضور خوارج در سپاه ابن زياد براى جنگ با امام حسين (ع) از روى اكراه بوده است و بنابراين در صنف ناراضيان كه بحثشان مىآيد قرار مىگيرند.
[١] براى مثال ر. ك: ابصار العين، ص ١٥٩؛ وسيلة الدارين، ص ١٤٩، شماره ٦١؛ تنقيح المقال، ج ٢، ص ١٢، شماره ٤٦٦٦؛ مستدركات علم رجال الحديث، ج ٤، ص ٢٧؛ شماره ٦١٠٧.
[٢] حياة الامام الحسين بن على (ع)، ج ٣، ص ١٥٨.
[٣] ر. ك: قاموس الرجال، ج ٥، ص ٢٨، شماره ٣١٤٧.