با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٥ - ٥ - مسلم يا اسلم بن كثير اعرج ازدى - صحابى
در زيارت ناحيه مقدسه بر وى چنين درود فرستاده شده است:
سلام بر مسلم بن عوسجه اسدى، كه چون حسين به وى اجازه بازگشت داد گفت: آيا ما از تو دست برداريم؟ آنگاه در اداى حق تو در پيشگاه خداوند چه بهانه بياوريم؟ نه به خدا سوگند تا زمانى كه اين نيزهام را در سينههاشان بشكنم و تا قبضه اين شمشير به دست من است آنان را بزنم، از تو جدا نخواهم شد و اگر براى جنگ با آنها سلاحى نداشته باشم، آنان را سنگباران مىكنم و از تو جدا نگردم تا همراهت جان بسپارم!
تو نخستين كس بودى كه جانش را معامله كرد؛ و نخستين شهيدى بودى كه براى خدا به شهادت رسيدى و جان سپردى! به خداى كعبه رستگار شدى! خداوند پيشگامى تو را و اينكه امام خويش را يارى دادى قبول كند؛ امامى كه گاه بر زمين افتادنت بر بالينت آمد و گفت: اى مسلم بن عوسجه خدايت رحمت كناد، و اين آيه را خواند: «برخىشان درگذشته و برخى در انتظارند و هيچ تغييرى نكردند.» [١]
خداوند شركت كنندگان در قتل تو يعنى عبداللَّه ضبابى، عبداللَّه بن خشكاره بجلى و مسلم بن عبداللَّه ضبابى را لعنت كند. [٢]
٥- مسلم يا اسلم بن كثير اعرج ازدى- صحابى-
سماوى گويد: مسلم بن كثير اعرج ازدى- ازد شنوه- كوفى: او از تابعان اهل كوفه و از ياران اميرمؤمنان (ع) بود. در يكى از جنگها پايش آسيب ديده بود. مورخان گفتهاند: او از كوفه به سوى امام حسين (ع) رفت و هنگام فرود آمدنش در كربلا به او رسيد. سروى گويد:
او در حمله نخست به شهادت رسيد. [٣]
نمازى گويد: مسلم بن كثير اعرج از ياران پيامبر (ص) و اميرالمؤمنين (ع) بوده و در كربلا در حمله نخست به شرف شهادت نايل آمد. [٤]
[١] احزاب (٣٣)، آيه ٢٣.
[٢] بحار الانوار، ج ٤٥، ص ٦٩- ٧٠.
[٣] ابصار العين، ص ١٨٥.
[٤] مستدركات علم رجال الحديث، ج ٧، ص ٤١٥، شماره ١٤٩١٩.