تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣ - شرح آيات
لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً، [٢٠] و گفت
مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ ... [٢١] و خلاصه آن كه: در آن هنگام كه آدمى عملا ناگزير از پرهيزگارى و تقواى ممكن به سببى مشروع مىشود، در واقع به جانب تقوايى رو آورده كه به آن مأمور بوده است، بدان سبب كه ترسيدن از خدا بدان گونه كه حق ترسيدن از او است، با ملتزم بودن به احكام او صورت پذير مىشود، خواه احكامى اوليه باشد يا ثانويه، و گاه ممكن است در دستگاه حاكم ستمگرى احراز به حق تقوا جز با نوشيدن شراب و خوردن گوشت جانور مرده و عمل كردن ظاهرى در دستگاه او امكان پذير نباشد، چنان كه امام كاظم- عليه السلام- به دوست خود على بن يقطين كه خيال داشت از نخست وزيرى هارون الرشيد استعفا كند، تأكيد كرد كه به اين عمل اقدام نكند و براى او توضيح داد كه باقى ماندن در منصبى كه دارد واجب مطلوب شرعى است.
آيه كريمهاى كه درباره آن بحث مىكنيم، تعبيرى از نگرش واقعيگرانه در اسلام است، و شايسته است كه نهضتهاى دينى مكتبى آن را همچون اصلى از اصول تحرّك و نهضت در نظر بگيرند، چه نگرش آرمانى به شريعت داشتن، چنان است كه اولويّتها را فداى امور ثانويّه و اصول را قربانى فروع مىسازد.
«وَ اسْمَعُوا وَ أَطِيعُوا- و بشنويد و اطاعت كنيد.» پس آنچه مهم است تنها گوش دادن به كلام خدا و راهنماييهاى رهبرى مكتبى نيست، بلكه آنچه مهمتر است فرمان بردن و پيروى كردن است، بدان سبب كه توجيه و راهنمايى در واقع هنگامى مؤثر واقع مىشود كه ما به آن تسليم شويم و به مضمون آن عمل كنيم، و در حقيقت آنچه از انسان خواسته شده فداكارى است از آن جهت كه دشوارى بيشتر دارد،/ ٤١ و ملتزم بودن انسان به آن نشانهاى از ژرفاى ايمان او است، و اين كه دشوارى بزرگ بخل ورزيدن را از سر راه خود دور كرده است.
[٢٠] - آل عمران/ ٢٨.
[٢١] - النحل/ ١٠٦.