تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٨ - شرح آيات
عبارت از حق و فضيلت است، و چون آن را ترك گويند و به پيروى از هوسها و شهوتهاى خويش برخيزند، باطل را بر حق و رذيلت را بر فضيلت برگزيدهاند.
«إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ- چون آيات ما بر او خوانده شود گويد كه اينها اسطورههاى پيشينيان است.»/ ٢١٧ يعنى آنها ارزشهايى ارتجاعى است كه با واقعيت زمان معاصر انسجام و هماهنگى ندارد و بنا بر اين افسانههايى شبيه افسانههايى است كه گذشتگان با خيال دور از واقعيت زندگى خود مىبافتند و ثبت مىكردند، و اين از طبيعت آدمى است كه در آن هنگام كه به تكبر و عناد برمىخيزد، ديگر از صحت و درستى انديشه، و حق يا باطل بودن آن، بحث نمىكند، بلكه پيش و پس از آن در بند يافتن عذر و بهانهاى براى پسنديده معرفى كردن آن، با صرف نظر از صحت و سلامت آن، برمىآيد ... پس آنچه مهم است عرضه داشتن عذرى پسنديده است ولى آيا مترفان رساله خدا را به صورت عينى و عقلانى در معرض بحث قرار دادهاند تا به اين حكم رسيده باشند، يا اين كه چون آن را سازگار با هوسهاى خود نيافته و رسول را نتوانستهاند به مداهنه برانگيزند و او را به اطاعت خود درآورند چنين گفتهاند؟
آرى، آنان رسالت را به منبعى بشرى (الأولين) مربوط كردند و آن را وابسته به خداوند ندانستند تا بتوانند از مسئوليت حق بگريزند، ولى آيا حق، به مجرّد آن كه كسى بگويد كه آن اسطوره يا باطل است، باطل مىشود؟ هرگز ... و به همين گونه اباطيل مترفان هرگز چيزى را از حقيقت رسالت كم نمىكند، و دليل اين امر آن است كه آنان هرگز نمىتوانند از كيفر بگريزند.
[١٦] بلكه روز جزا براى ايشان به تأكيد ثابت مىكند كه رسالت از حقايق واقعى است، و اين در آن هنگام كه خدا آنان را گرفتار مجازات و عذاب مىسازد، و همين امر بر ما آشكار مىسازد كه چه رابطهاى ميان گفته مترفان به اين كه رسالت از اساطير الاولين است و گفته مستقيم خدا بدين صورت وجود دارد كه
«سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ- زود باشد كه داغ و مهر بر پيشانيش نهيم.» وسم نشانهاى است كه چيزى به آن شناخته مىشود، و داغ كردن را به