تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٦ - شرح آيات
مىشود، يا نسبت به حق تجاوز مىكند، آنچه در پايان آيه آمده براى آن است كه او را در جريان عمل با در نظر داشتن معادله توازنى راهنمايى كند كه يك كفه آن ترس است و كفه ديگر اميدوارى به رحمت و آمرزش الاهى، و اين/ ١٤١ راهنمايى از طريق تعريف خدا به دو نام پروردگار است كه آشنا شدن وى به آن دو اهميت فراوان دارد، و در نتيجه نه خود را به اميد مفرط دلخوش مىكند، و نه در چنگال نااميدى گرفتار.
«وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ- و او نيرومند و آمرزنده است.» با عزت و قدرت نافرمانان و گناهكاران را مىگيرد و مورد مؤاخذه قرار مىدهد، و هر كس را كه به او باز گردد مىآمرزد، هر كس را كه عمل نيكو داشته باشد مىبخشد و از گناهش درمىگذرد، و هر كس را كه بد كاره باشد عذاب مىكند.
و سپس از اين خاتمه به آن راه مىيابيم كه ابتلا هدف ديگرى جز آشكار كردن جوهر و باطن مردمان دارد، و آن جزا است.
[٣- ٤] سپس آيات ديدگان و بينشهاى ما را به بدايع آفرينش او در كاينات متوجّه مىسازد، كه چون در آنها امعان نظر كنيم، و نگاهى به آسمان بيندازيم كه دامنهاى دورتر از دقيقترين و بزرگترين دوربينهايى دارد كه بشر آنها را اختراع كرده است و آدمى نمىتواند اندازه آن را تخيّل كند ... و بزرگتر از حجم آسمانها آن نظام متين و دقيقى است كه بر منظومهها و كهكشانهاى هولناك عظيم آسمانها حكومت مىكند. انديشيدن در آفرينش خدا آدمى را در برابر حقيقتى بديع متوقف مىسازد كه همانا استوارى حق و تدبير در همه مفردات و اجزاء هستى است، و نگرش سالم و درستى كه مىبايستى از آن پيروى كنيم، چيزى نيست كه ما را تنها در برابر ظواهر چيزها متوقف سازد، بلكه ما را از ظاهر قابل مشاهده به باطن پوشيده انتقال مىدهد، و از معرفت مخلوق به معرفت آفريدگارى مىرسيم كه آن را آفريده و نظامى را كه بر آن پيش مىرود براى آن ابداع كرده است.
الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً- آن كه هفت آسمان را كه طبقات آن در پى يكديگر قرار گرفته است آفريد.»