تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٤ - معناى واژهها
شكند» يعنى به اندازه آن كه بگويد: إن شاء اللَّه تعالى.
و در آيه دلالتى است بر اين كه پيامبر سوگند به ترك چيزى ياد كرد، و دستور داد كه با دادن كفاره گره اين سوگند را بگشايند، پس تحلة به معنى بيرون آمدن از بند قسم و گشودن آن است.
٣ [عرّف بعضه]: مفسران بر اين امر اجماع دارند كه معنى اين است كه براى همسران خود چيزى را كه دريافته بود اذعان و اعتراف كرد، ولى به نظر من كلمه «عرّف» با تشديد به معنى آشكار كردن است، چنان كه كوه را نيز «عرف» مىخوانند، و خدا گفته است وَ يُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُمْ يعنى آن را همچون كوه براى ايشان آشكار ساخت، و نيز گفت وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ يعنى بر بلنديها. و إعراض عكس إعراف است، يعنى مهمل گذاشتن و تغافل كردن.
٤ [صغت قلوبكما]: يعنى تمايل و انحراف پيدا كرد، و به قولى: تنگ شد و از حق عدول كرد، و چنان مىنمايد كه اين معنى با آيه هماهنگ نيست، چه مىگويد: «اگر توبه كنيد فقد صغت قلوبكم» و درستتر آن است كه إصغاء به آن معنى باشد كه در اين گفته خداى تعالى آمده است: «وَ لِتَصْغى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ- تا قلوب كسانى كه به آخرت ايمان ندارند آن را بشنود» و تو گويى چنان است كه توبه كردن به سوى خدا گوشهاى دلها را باز مىكند.
[تظاهرا عليه]: به هميارى و همپشتى با او برخاستند، و جواب اين تعاون و تظاهر آن بود كه مولايش خدا و