تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠١ - زمينه كلى سوره
/ ٩٥ ٤- زنان پيامبر به صورت مطلق برترين زنان نيستند، و اگر آنان را طلاق مىداد، در ميان مردم زنانى را مىيافت كه به صورتى برتر و بالاتر از صفات خير و فضيلت همچون اسلام و ايمان و فرمانبردارى و توبه و عبادت و هجرت برخوردار بودهاند (آيه ٥).
٥- قرآن در ارزشيابى زن و شوهر را جدا از يكديگر در نظر مىگيرد، بدان سبب كه ارزش هر انسان در چيزى است كه خود او خوب از عهده آن برمىآيد نه آن كه ديگران آن را خوب انجام مىدهند، و هر اندازه هم كه رابطه ميان او و ديگران صميمى باشد، باز چنين است، به همان گونه كه قبح و زشتى نتيجه كارهاى بدى است كه از يك فرد سر مىزند نه آن كارها كه ديگران مىكنند، و هر اندازه هم كه به او نزديك باشند باز چنين است، بنا بر اين ارزشيابى عينى دقيق هر كس از طريق ارزشيابى خود او همچون فردى جدا از هر كس ديگر بايد صورت پذير شود، و اين همان چيزى است كه همسران نوح و لوط را نمونهاى از كفّار به شمار مىآورد كه وارد آتش مىشوند و ميان آنان و ديگر مردم هيچ فرقى وجود ندارد، و از سوى ديگر خود اين حقيقت امرى است كه آسيه دختر مزاحم، همسر فرعون مدّعى پروردگارى، مثلى براى مؤمنان در سراسر تاريخ است، و چنين است مريم كه خود را و فرج خود را نگاه داشت و كلمات خدا و كتابهاى او را تصديق كرد و با ديگر فرمانبرداران از او به فرمانبردارى او پرداخت (آيات ١٠ و ١١ و ١٢).
٦- بدين گونه سوره تحريم بر گرد علاقه مرد به همسرش به گونهاى گردش مىكند كه موافق با مقياسهاى الاهى بوده باشد، پس روا نيست كه كسى زن را بر اساس شوهرش، به صورت مثبت يا منفى، ارزشيابى كند، چنان كه همسران لوط و نوح خائن بودند و آسيه صالحه ... و زن، هر كس بوده باشد، حقّ آن ندارد كه اسرار خانهاش را به بيرون آن انتقال دهد و پراكنده سازد. و بدين گونه آيات سوره تحريم پياپى براى تكميل بينشهاى آيات سوره طلاق در مراعات تقوا در ديگر ابعاد زندگى زناشويى به پيش مىرود.