تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٧ - شرح آيات
باشد و جانب انصاف را فرونگذارد. و شايد مرد ذاتا بتواند به همسر خود زيان برساند و مدتى دراز، بدون آگاهى داشتن كسى، با او بازى كند، و در آن جا كه نظام اسلامى كامل وجود ندارد، هر چه خواهد بر سر او بياورد، بى آن كه دستگاههاى قضايى و قانونى از هواى نفس او جلوگيرى كند، پس نيازمند آن است كه پيش از هر چيز به مراقبت خدا و پرهيزگارى و تقواى نسبت به او هشيار باشد (چرا كه مهمترين ضمانتهاى اجرايى براى حدود و شريعتها همين است).
قرآن دعوت به تقوا را با نهى از بيرون راندن زنان طلاق گرفته از خانههاى پيش از طلاق به هم پيوسته است، و نهى كردن زنان از خروج از خانه نيز به همين منظور است، بدان سبب كه زن نيز نيازمند به ترسيدن از خدا و پرهيزگارى است.
«لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لا يَخْرُجْنَ- زنان (طلاق گرفته) را از خانههاشان بيرون مكنيد، و آنان نيز نبايد خارج شوند.» بنا بر اين گفتن اين كلمه از طرف مرد به همسرش كه: تو را طلاق دادم، آن زن را از مسئوليت مرد خارج نمىسازد، و نيز بهانهاى براى نافرمانى زن نسبت به همسرش نمىشود ... خانه هنوز خانه او است و شوهر نمىتواند او را از آن بيرون راند، و زن در عهده شوهر باقى مىماند و تا زمانى كه عده تمام نشده است نمىتواند از زير دست شوهر خارج شود، و ايام اين عده «گذشتن سه بار خونريزى زنانه ماهيانه است، و اگر حيض نشود شماره ايام عده سه ماه مىشود، و اگر باردار باشد تا زمانى است كه نوزاد خود را به دنيا بياورد»، [٥]/ ٥٦ بنا بر گفته امام صادق عليه السلام.
شايد باقى ماندن زن در خانه شوهر در ايام عدّه- با در نظر گرفتن اين امر كه اسلام آراستن و خودنمايى زن را براى همسرش مستحبّ قرار داده است- با مصلحتى بزرگ همراه باشد، از آن روى كه سبب مستحكمتر شدن ارتباط ايشان با يكديگر مىشود، و امكان آن فراهم مىآيد كه شوهر، از ديدگاههاى انسانى و عاطفى و جنسى، با ملاحظه كردن ضعف و فروتنى همسرش در برابر او و با ديدن
[٥] - تفسير قمّى، ج ٢، در ضمن بحث از آيه چهارم.