تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٤ - شرح آيات
عامّ و كلّى تمام مسلمانان را با بلاغتى عالى از طريق طَلَّقْتُمُ به اين امر متوجه مىسازد، و اين همه براى از بين بردن آثار پندارهايى است كه علاقه مرد را به همسرش و تدبير امور او امرى مخصوص به شوهر مىداند، و ارتباطى ميان آن با دينى كه رهبرى اسلامى نماينده آن است قايل نمىشود، و تأكيد مىكند كه اين وهمى غلط و فضيحت آميز است، بدان سبب كه علاقه مرد با همسرش تنها به مصالح فرد محدود نمىشود بلكه به همه زنان ارتباط پيدا مىكند. مگر زن همسر مرد عضوى از جامعه اسلامى، و در نتيجه آن داراى پيوندهايى با اين اجتماع و رهبرى آن نيست؟
و به همين جهت ناگزير بايد معاملهاى كه با اين زن مىشود در ضمن حدود خدا و راهنمايى و سرپرستى الاهى بوده باشد، و به همين منظور است كه خطاب نخست متوجه پيامبر شده و سپس ديگر مسلمانان را شامل شده است.
«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ- اى پيغمبر! هنگامى كه زنان را طلاق مىدهيد.» نكته قابل ملاحظه اين كه: خداوند متعال نخست به صيغه ماضى «طلّقتم- طلاق داديد» مطلب را بيان كرده و سپس گفته است: «فطلّقوهنّ- پس آنان را طلاق دهيد»، و اين خود دليل بر آن است كه طلاق داراى دو مرحله است: يكى مرحله نفسى و درونى، و ديگرى مرحله قانونى ظاهرى، و آن يك بر اين يك پيشى دارد، چيزى كه هست براى تحقق يافتن طلاق بسنده نيست، بدان جهت كه اجراى طلاق بايد بنا بر حدود و مقرراتى صورت گيرد كه از جمله آنها صيغهاى است كه طلاق بايد با آن بيان شود، همچون گفته مرد كه: همسرم فلان را طلاق دادم، يا به خود همسرش بگويد: تو را طلاق دادم ... به همان گونه كه صيغه «طلّقتم» عزم جزم و قرار را نشان مىدهد، يعنى طلاق در صورتى است كه چنين قرارى را در نفس و جان و درون خويش پذيرفتهايد و مىخواهيد به آن صورت وقوع خارجى بدهيد.
شايد كلمه «نساء» متوجّه همسرانى باشد كه عمل همخوابگى با آنان صورت گرفته است، چه زنانى كه چنين نباشند ديگر عدّه ندارند، از آن روى كه