تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٨
نظرى دارد كه علّامه طباطبائى بر آن است و چنين گفته: آنچه حادث شد پرى و فزونى پاسداران بود نه اصل پاسدارى، و دليل آن است گفته خدا: «نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ» كه بنا بر آن بعضى از نشستنگاهها خالى از پاسداران و شهابها بوده است، و اكنون همه آنها از اينان پر شده است، و هر كس كه به گوش دزدى برخيزد، شهابى را در كمين خود خواهد ديد. [٢١] و در احاديث آمده است كه: آنان از آسمانى پس از آسمان ديگر محجوب مىشدند تا اين كه خاتم المرسلين به دنيا آمد كه بر اثر آن از همه آسمانها محجوب و رانده ماندند. و از امام على (ع) روايت شده است كه گفت: «ابليس در آن شب، به سبب شگفتيهايى كه در آن ديد- شب ولادت رسول اللَّه- آهنگ كوچ كردن به آسمان كرد، و نشستنگاهى در آسمان/ ٤٥٠ سوم داشت، و شيطانها گوش دزدى مىكردند، پس چون عجايب را ديدند در صدد استراق سمع برآمدند، ولى متوجه شدند كه از همه آسمانها محجوب ماندهاند»، [٢٢] و بنا بر اين هر كس از كاهنان و منجمان مدعى معرفت غيب شود و دليلش آن باشد كه با جنيان ارتباط دارد، از پندار باطلى سخن گفته است، بدان سبب كه، به اعتراف خودشان، آسمان براى ايشان پوشيده و محجوب است.
اين سوره كريمه ما را به طبيعت راه و روش واقعى قرآن راهنمايى مىكند، از آن روى كه آيات آن در خلأ جريان پيدا نمىكند، و چنان كه كفار و مشركان مىگويند اساطير را مطرح نمىسازد، بلكه به بحث و تحقيق درباره قضايا مسائل نفسى و اجتماعى و فرهنگى و اقتصادى و سياسى حقيقى مىپردازد، و نزول سورة الجن براى آن بوده است كه ريشههاى كاهنى و شرك به شياطين و جنيان كنده شود، و بدين گونه است كه قرآن به بحث درباره آن نظريههاى شايع در جوامع پرداخته است. و شايد پرسندهاى بگويد: آيا قرآن از وجود يگرى و ماركسيگرى و جز اينها از فلسفههاى پيدا شده در قرنهاى اخير ياد كرده است؟ و ما مىگوييم
[٢١] - الميزان، ج ٢٠، ص ٤٣.
[٢٢] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٦٣٦، از الاحتجاج، از امام على (ع).