تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٦
چيزهايى است كه گروهى از جن آغاز اين آيه مىگفتند، يا گفتهاى از خدا است.
بعضى بر آن بودهاند كه اين گفته خداى عزّ و جلّ است، و به گفته ديگران- كه نزديكتر به واقع مىنمايد- آن گفته همه جنيان است. فخر رازى گفته است: و بدان كه حمل كردن آن بر گفته جنّيان شايستهتر است، چرا كه پيش و پس از آن هم سخن جنّيان است، و آوردن سخنى بيگانه در ميان سخن جنّيان درست نيست، [١٨] و شايد تعبير از لحاظ ضمير متكلّم «و إنّا» به ضمير غايب «و أنّهم» سبب اين تغيير شده باشد، بدان سبب كه متكلم چند نفر از مؤمنانند و از جمله كافران به بعث محسوب نمىشوند و همين امر سبب شده است كه امر را به غير خود نسبت دهند.
سپس سياق به مجراى خود (ضمير متكلم) باز مىگردد، از اين سبب كه آنچه سپس مىآيد امرى عام است و حتى آن چند نفر ايمان آورده جنيان را نيز شامل مىشود، از اين لحاظ كه آنان همچون ديگر افراد جن در آن كوشيدند كه استراق سمع كنند، ولى چون به نتيجهاى نرسيدند، قدرت پروردگار خويش را احساس كردند و به توبه پرداختند و به او ايمان آوردند.
«وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً وَ شُهُباً- و ما به آسمان تماس پيدا كرديم و آن را آكنده از پاسبانان سرسخت و شهابها يافتيم.» پاسبانان فرشتگاناند، در صورتى كه شهابها عبارت از سلاحهاى ايشان است كه به هر كس كه خيال استراق سمع داشته باشد پرتاب مىكنند، و بدين گونه آسمان از سپاهيان و افزار جنگى آنان آكنده شده است، و دزد سخن سوراخى براى عبور از آن و رسيدن به ملأ اعلى ندارد. و لذا گفت: «لمسنا» و نگفت «رأينا» كه لمس صفتى مادّى است كه معنى را مؤكّد و به ذهن نزديك مىكند. و در حقيقت آنان آسمان را لمس كردند و به اين حقيقت از طريق يك آزمايش عملى دست يافتند ... چه بسيارى از آنان با تيرهاى شهاب در ضمن عمل گوش دزدى
[١٨] - همان جا.