تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٤
ابن عباس گفت: رسول اللَّه (ص) همراه گروهى از اصحاب خود به سوى/ ٤٣٧ سوق عكاظ روانه شدند، و رابطه ميان شياطين و خبر آسمان قطع شد، پس شياطين به نزد قوم خود بازگشتند، و چون از ايشان پرسيدند كه شما را چه رسيده است؟
گفتند: از رسيدن خبر آسمان به ما جلوگيرى به عمل آمده است، و شهابها را به سوى ما روانه كردهاند، و گفتند كه مىبايستى حادثهاى اتفاق افتاده باشد، و در شرق و غرب به كاوش و تفحص پرداختند، و كسانى از ايشان كه براى همين منظور به طرف تهامه روانه شده بودند، پيامبر (ص) را در نخلستانى يافتند كه قصد رفتن به عكاظ داشت و با اصحاب خود نماز صبح را مىگزاردند، پس چون صداى قرآن به گوش ايشان رسيد و به آن گوش فرا داشتند، گفتند كه: اين همان چيزى است كه ميان ما و خبر آسمان حايل شده است، به نزد قوم خود بازگشتند و گفتند: «إنّا سمعنا قرآنا ... تا آخر آيه دوم» و خدا آيه اوّل را بر رسولش (ص) وحى كرد. و بخارى و مسلم نيز در الصحيح چنين روايت كردهاند. [١] و زمخشرى درباره «نفر» گفته است كه آن گروهى از ايشان بوده است با شمارهاى ميان سه و بيست. [٢] استماع ظاهرا مرحلهاى مقدم بر سماع است كه در آن آنچه شنيده شده و به گوش رسيده به دقت مورد توجه قرار مىگيرد. آن گروه جن كه قرآن شنيده بودند از اعجاز و عظمت آن خيره و مبهوت شدند و به همين سبب خود را به آن تسليم كردند، و از همين طريق با نور آيات بينات خدا به گمراهى و باطلى كه بر آن بودند پى بردند. و بدين گونه است كه استماع قرآن و انديشيدن در آن عظمت اين كتاب آسمانى را بر خواننده آن آشكار مىسازد. اما كسى كه قرآن او را همچون شعر به هذيان برمىانگيزد، يا او را همچون نثر و پراكندگى رمل پراكنده مىسازد، يا اين كه همّ او پايان يافتن سوره است، از حروف و كلمات تجاوز نمىكند و به اين معانى معجزه آسا، كه آن نفر جن به آن دست يافتند، هرگز نمىرسد.
[١] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٤٣٠.
[٢] - الكشاف، ج ٤، ص ٦٢٣.