تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٢ - معناى واژهها
البيان گفته است كه: معناى ريشهاى جدّ، قطع و بريدن و از آن است: الجدّ العظمة كه هر عظمت از آن انقطاع پيدا مىكند، و اين به سبب برترى آن است.
٤ [شططا]: يعنى گفتهاى دور از حق، و در مفردات راغب آمده است كه: شطط افراط در دورى است، و شطّ نهر آن جا است كه از آب دور مىشود.
٦ [رهقا]: رنج سخت بدان سبب كه همچون پوششى شخص رنجيده را مىپوشاند، و بعضى گفتهاند: رهق يعنى طغيان از آن روى كه جنّيان را پشتيبان خود ديدند، يا انسانها طغيان جنها را افزايش دادند، زيرا چنان تصور كردند كه در امور جهانى دخالتى دارند كه انسان به آنها پناهنده مىشوند، و اصل رهق رسيدن و پيوستن است، و از آن است غلام مراهق (پسر به حد بلوغى رسيده)، و چنان است كه گويى گناه و طغيان به انسان ملحق مىشود.
١١ [قددا]: جمع قدّة به معنى قطعه، چه جنيان بر مذاهب مختلف و قطعههاى متعددند، و هر قطعهاى مخالف قطعه ديگر است.
١٤ [تحرّوا]: تحرّى قصد دست يافتن و رسيدن به حق است، و اصل معنى آن طلب چيزى و خواستار آن شدن است.
١٦ [غدقا]: فراوان.
١٧ [صعدا]: شاقّ و سخت و بالا رفته در بزرگى، و از آن است التنفّس الصعداء، دم زدن بلند و سخت، و بعضى گفتهاند كه «عذابا صعدا» يعنى عذابى كه چنان بر او مستولى شود كه همه وجودش را از سر تا پا فرا گيرد.
١٩ [لبدا]: گرد آمدگان بر او تا او را از دعوت باز دارند.