تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٧ - شرح آيات
مىشمارد، و آنان را به شتران گريخته تشبيه مىكند، يا بدان گونه كه آنان را در حال گريز از يادآورى و شنيدن موعظه توصيف كرده كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ* فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ، [٦٨] كه در پيش روى رسول خدا (ص) آرام نمىگيرند كه برنامه رستگارى و عزّت در دنيا و آخرت را به آگاهى آنان برساند، و اين را نمىدانند كه با شتاب در فرار براى رسيدن به خوارى و ضعف شتاب مىورزند، و نه براى زودتر رسيدن به نيكى و خير، و اين چيزى است كه در آخرت با آن رو به رو خواهند شد
يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً كَأَنَّهُمْ إِلى نُصُبٍ يُوفِضُونَ* خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ، و اين دو آيه بيان واضحى براى آن است كه اهطاع به معنى شتاب ورزيدن است.
[٣٧- ٣٩] و كافران از برابر رسول در صفهاى منظم واحد فرار نمىكنند، بلكه در صفهاى مختلف مىگريزند، بدان سبب كه شتاب كردن در گريز از حق ايستارى اساسى و اجتماعى و سياسى است كه فراريان به سبب وجود عوامل متفاوت در ميان ايشان اختيار كردهاند، و همين امر اوضاع ايشان را پيرو هوسهاى مختلف ساخته و، به گفته قرآن، از مشرق و مغرب در حال فرارند
«عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ- از راست و چپ پراكنده.» يعنى به صورت جماعتهايى كه هر يك منسوب به گروهى جز گروههاى ديگر است. و اصل عزى از نسبت است، و تعزّى اليه يعنى به آن منسوب شد، و العزية به معنى انتساب است، ازهرى گفت: عزا فلان نفسه الى بنى فلان، يعنى به آنان منتسب بود، و أصل آن العزوة است. و چنان است كه گويى اعتزاء (انتساب) هر گروه به يك امر است. [٦٩] و ديديم كه چگونه منحرف شدن از رسالت مردمان را به صورت مذاهب و طوايف مختلف درآورد، در صورتى كه رسالت- اگر آن را مىپذيرفتند- همه آنان را در يك گروه نيرومند با عزت درمىآورد ... ولى آنان
[٦٨] - المدثر/ ٥٠ و ٥١.
[٦٩] - التفسير الكبير، ج ٣٠، ص ١٣١ و ١٣٢.