تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨١ - شرح آيات
سائل كسى است كه نيازمندى خود را به مردمان عرضه مىكند و خواستار مدد و يارى از ايشان مىشود، كه ممكن است واقعا محتاج باشد يا گاه چنين نباشد، ولى بزرگوارى نمازگزاران و عزت ايشان مانع آن است كه چشم به راه آن باشند تا كسى با سؤال كردن دست نياز به سوى ايشان دراز كند و مالى به ايشان بدهد كه حتى مقدار آن هم زياد باشد. و چون سائلى در خانه سيّد الشهداء (ع) را كوبيد، كيسهاى از پولهاى نقد فراوان در اختيار او گذاشت و به صورت او نگاه نكرد، بلكه از پشت در دستش را با كيسه به طرف او پيش برد. و مجلسى چنين گفته است: پس حسين سلام كرد و گفت: «اى قنبر! آيا از مال حجاز چيزى بر جاى مانده است؟» گفت: آرى، چهار هزار دينار، پس گفت: «آن را بياور كه كسى نيازمندتر از ما به آن آمده است»، سپس لباس خود را كند و دينارها را در آن پيچيد و دست خود را از ميان دو لنگه در بيرون آورد تا اعرابى شرمگين نشود و اين شعرها را انشاد كرد
خذها فإنى إليك معتذر
و اعلم بأنى عليك ذو شفقة