تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٦ - شرح آيات
تا آنها را به ما معرفى كند و بر حذر دارد تا از آنها اجتناب كنيم، و در اين چيزى از جبر وجود ندارد، بدان سبب كه خداوند متعال آدمى را در بهترين تقويم آفريده است، ولى ذات او تمركز يافته در نادانى و ضعف و شتاب و نظاير اينها است كه تغيير نپذيرفته است. اگر كسى شب هنگام شمعى را روشن كند كه اطراف آن را در روشنى قرار دهد، در معرض ستايش قرار مىگيرد، ولى از تاريك بودن محيط كسى او را نكوهش نمىكند چه اين ساخته او نيست، و به همين گونه آدمى از دو گونه آفريده شده است: نور (از خدا) و تاريكى (از نفس خودش)، و خداى متعال گفته است ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ، [٢٩] و ديگر چيزهايى كه در انسان است، همچون تجلياتى از نيرو و ضعف و خير و شر، همه سايههايى/ ٣٥٩ از اين دو گونه است، چيزى كه هست بر انسان لازم است كه در آن بكوشد تا بر تاريكى و سايههاى موجود در نفس خود غالب شود، و نور و تابش آن را رشد دهد، و هلع يكى از سايههاى تاريكى است كه بايد با سعى و عزم كردن اراده خود بر آن پيروز شود.
خداى تعالى نهفتههاى نفس بشر را از خير و شر به او معرّفى كرده است، و به او اراده انتخاب و اختيار داده است تا به وسيله آن از صفات بد و طبايع آن در صورتى كه بخواهد تجاوز كند، يا در راه آنها روانه شود، و براى وى راهى را كه چون از آن برود سالم مىماند معين كرده است. پس آيا برنامه قرآن براى درمان صفت هلع در نزد انسان چگونه است؟
اولا: حضور آخرت در ذهن و فهم آدمى به صورت نفسى و فكرى، چه هر كس كه از هراسها و صحنههاى آن ياد كند و به ياد آنها باشد، هيچ شرّى از دنيا به هر درجه كه باشد، نمىتواند او را به جزع و ناشكيبايى وادارد، چه پيوسته از دنيا به اين شر پراكنده مشغول است، بلكه او را چنان مىبينى كه همچون مؤمنان با آرامش و طمأنينه زندگى مىكند الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
[٢٩] - النساء/ ٧٩.