تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٨ - شرح آيات
«وَ صاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ- و همسرش و برادرش را.» در درجه دوم.
«وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ- و قبيلهاش را كه پناهگاه او است.» گفتهاند كه فصيله به معنى عشيره و قبيله است، و به قولى: قسمتى از قبيله است كه از آن جدا شده و به پدر خاصى خود را منسوب كرده است، كه در التبيان و مجمع البيان و الميزان چنين است، در مجمع البيان و كشاف افزوده شده است
يعنى عشيرهاى كه او را در سختيها پناه مىدهد و در نسب به آن وابستگى دارد.
«وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ- و همه كسانى را كه در زمينند (فدا كند) و خود را نجات دهد.» امّا مؤمنان بر عكس آنچه گذشت، از حال يكديگر پرسش مىكنند، و در رهايى/ ٣٥٠ يكديگر با شفاعت و خواستن از خدا مىكوشند، و دلهاشان به پروردگار بزرگ مطمئن است، بدان جهت كه در جرايم و گناهان فرو نرفتند تا به هول و هراس گرفتار شوند ... تنها ترسى كه دارند ترس ايمان است.
آرى، آنان به وعده خدا ايمان آوردند، پس براى رهايى نفوس خود كوشيدند، اما مجرمانى كه كافر شدند و به سبب كفر به آخرت و جزا به جرايم خود ادامه دادند، خويشتن را در برابر عذابى سخت مىيابند.
«كَلَّا إِنَّها لَظى- هرگز چنين نيست، هر آينه آن دوزخ است.» «لظى» نامى از نامهاى جهنم است، و آن آتشى بسيار افروخته است، و بنا بر مجمع البيان: آن دركه دوم از آتش است، و رازى گفت: شراره خالص، و معنى آن است كه مجرمان پايانى جز رفتن به دوزخ و چشيدن عذاب ندارند، و راه گريزى مشاهده نمىكنند ... آتشى است كه آنان را مىسوزاند و بريان مىكند و آنچه را كه بريان شده از تنشان مىكند.
«نَزَّاعَةً لِلشَّوى- پوست را برمىكند.» گفتهاند: شوى پوست سر است، و به قولى موهاى ريش و همه پوست بدن است، و صاحب التبيان گفته: و معنى «نزّاعة» يعنى با سختى بسيار مىكند و جدا