تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٢ - شرح آيات
دست مىآيد.
براى آن كه سياق قرآن اصول انديشههاى نادرست را در نزد آن سفيهان كه به شتاب خواستار عذاب بزرگ پروردگارشان بودند، و همه آنها بر پايه حسابهاى كوتاه بنا شده بود، ريشه كن سازد، ما را به حقايق زمان نامتناهى هدايت مىكند كه به زودى انسان به زندگى در آن خواهد پرداخت، تا فهم و دريافت زمان در نزد ما از مقياسهاى لحظههاى حاضر به آفاق ابدهاى مطلق و آيندهاى كه پايان پذير است، و در آنجا با حقيقت جانها و حقيقت ظواهر بر محيط خودمان خواهيم زيست، كشيده شود.
آن كس كه مقياسهاى دنيايى را معيارى در معادله زمان در نظر مىگيرد، چنان گمان مىكند كه يكصد سال چيز بزرگى است، ولى در آن هنگام كه از افق گسترده زمان در نزد خدا آگاه مىشود كه حساب در آنها با ميلياردها سال است و جاودانگى وجود دارد، معادله نسبت به او تغيير پيدا مىكند و چنان است كه گوى وعده خدا را به آخرت همچون واقعيتى در برابر چشمان خود مىيابد ... پس فرشتگان و در پيشاپيش آنان روح پنجاه هزار سال را به سوى خدا در افقهاى گسترده عروج مىكنند، و چون فرشتگان بر حسب فهم ما ارواحى نورانيند كه از قدرتهاى عظيم برخوردارند، عروج آنان از لحاظ سرعت با حساب ما درست درنمىآيد، بلكه بنا بر حسابى است كه عقل بشر به آن نمىرسد ... و با وجود اين، پنجاه هزار سالى كه در آن عروج مىكنند، در نزد خداى تعالى چيزى جز يك روز نيست! «تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ- بالا مىروند فرشتگان و روح به سوى او در روزى كه اندازه آن پنجاه هزار سال است.» عروج بر دو گونه است: عروج مادّى در آفاق هستى، و عروج معنوى در آفاق نزديك شدن به خدا، و خدا را مكانى نيست، و او برتر از آن است كه مكانى از او تهى باشد يا مكانى او را فراگيرد، و بنا بر اين عروج فرشتگان و روح به سوى او عبارت از عروج نزديك شدن به او است، و نزديك شدن به فضيلت، و اين منافاتى