تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٨ - شرح آيات
واجبى است كه، در آن هنگام كه خواستار رسيدن يقينى به كمال معنوى و مادى شدهايم، بر عقل پيروى از آن لزوم پيدا مىكند، يعنى انسان در حيرت است و به ايمان آوردن كامل نه تنها به حقايق علمى و حياتى،/ ٣٢٨ بلكه به اصل وجود يعنى هستى خود و آنچه پيرامون او را فرا گرفته است نمىرسد مگر آن گاه كه نور عقل او به نور وحى خدا تكامل پيدا كند، بدان سبب كه همين است كه او را با آفريدگان هستى بخش او آشنا مىسازد، و او را به آفاق يقين پيدا كردن به خدا ارتقا مىدهد، پس حجابها و پردهها از برابر بصر و بصيرتش برداشته مىشود، چه ايمان داشتن به مخلوق و آفريده (خواه مادى باشد همچون انسان و طبيعت، يا معنوى همچون حقايق و قوانين) هنگامى تحقق پيدا مىكند كه ايمان به خالق و آفريننده حاصل شده باشد، و اين چيزى است كه پيروى از قرآن وسيله رسيدن به آن است.
اكنون اندكى توقف مىكنيم و به تفكر درباره سخن گفتن از قرآن با تعبير
«و إنّه لحقّ اليقين» در سياق سورة الحاقة مىپردازيم كه با ما درباره جزا سخن مىگفت.
نقطه تلاقى ميان الحاقة و قرآن نهفته در اين امر است كه هر يك از آنها به حق تحقق مىبخشد و آن را آشكار مىسازد، و انسان را به سوى آن رهبرى مىكند، و او را به بالاترين درجات ايمان و تسليم (حق اليقين) مىرساند، ولى قرآن بزرگترين و استوارترين وسيله براى دست يافتن به هدايت باقى مىماند، حتى بزرگتر از خود الحاقّة، بدان سبب كه ما را در دنيا و آخرت كه در آن هدايت سودمند مىشود رهبرى مىكند، بلكه راه ايمان آوردن ما به ساعت و قيامت (الحاقة) است.
براى آن كه قرآن را چنان كه بايد و شايد فهم كنيم، و به آن ايمان آوريم، و يادآور و راهى براى رسيدن ما به يقين خالص باشد، واجب است كه با تسبيح خدا از شرك خود را پاك كنيم، چه هر انحرافى در زندگى آدمى مظهرى از مظاهر شرك و سايههايى از آن است، و هر چه شخص پروردگار خويش را بيشتر تسبيح و تنزيه گويد، حقايق وحى از وسوسههاى نفس و تلقينات شيطانى بيشتر و بهتر در نفس و فكر او از يكديگر بازشناخته مىشود، و از اين گذشته تسبيح وسيلهاى براى