تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٦ - شرح آيات
بادى است كه شدت آن از حدّ قانونها و مقياسهاى طبيعى در گذشته، و به كيفيتى است كه براى بشر تصور كردن آن غير ممكن است، بدان سبب كه اصل معنى عتوّ بيرون رفتن از حدّ است، چنان كه خداى تعالى گفت وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ، [٩] و نيز گفت فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ، و خدا از آن روى باد را براى عاد عاتية قرار داد كه بازتابى از عتوّ خود ايشان از امر او عزّ و جلّ بوده باشد، پس اگر كسى بخواهد آن را در عالم تكوين تصور كند، كاملا همچون باد صرصرى مىيابد كه از حد متعارف خود تجاوز كرده است، بلكه از آن هم بزرگتر و سختتر است، زيرا كه بادهاى شهوات سركش در حقيقت سبب هلاك آنان بوده است، و نه باد ظاهرى كه تجسّم يافته آن و كيفر آن به شمار مىرود.
«سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً- كه آن را هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنان گماشت.» پس به صورت تصادفى به سببى شوم يا تغيير كيهانى خارج از حساب و سنتها، باد مأمور وزيدن بر آنها نشد، بلكه اراده الاهى آن را مسخر خود كرده و بر هلاك آنان گماشته بود، و مؤمنان به حوادث بدين گونه مىنگرند و آنها را تجزيه و تحليل مىكنند، ولى غير مؤمنان از هيچ عبرتى فايده برنمىگيرند، بدان جهت كه آن را نتيجه تصادف يا تغييرات نهانى مىشمارند و بدين گونه نادانى يا به نادانى زدن خويش را آشكار مىسازند، و به خردهاى خود نمىانديشند كه اگر چنين مىكردند آنان را به دست تدبيرى رهبرى مىكرد كه بر سراسر آفرينش مسلط است.
فخر رازى گفته است كه از آن روى چنين است كه بعضى از مردم مىگويند: اين بادها بدان سبب شدت يافت كه يك اتصال فلكى نجومى مقتضى آن بود، پس در گفته خداى تعالى: «سخّرها» اشاره به/ ٢٧٢ رد كردن اين مذهب و دليل است، و بيان اين مطلب كه آنچه صورت مىگيرد به تقدير و قدرت خدا است، و اگر اين نكته دقيق نمىبود، ترساندن و بر حذر داشتن از عذاب صورت نمىگرفت، [١٠] و
[٩] - الذّاريات/ ٤٤.
[١٠] - التفسير الكبير، ج ٣٠، ص ١٠٤.