تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٠ - شرح آيات
بيان مىكند كه در نتيجه تكذيب اقوام گذشته به حق و پيروى آنان از باطل گرفتار آن شدند، و آنها را همچون دلالتهايى واقعى بر اين سنت الاهى و نشانههاى راهنمايى به جزاى بزرگتر در آخرت عرضه مىدارد.
/ ٢٦٦ ولى (الواقعة) آشكارترين آيات جزا و حق با هم نسبت به انسان باقى مىماند، كه در آن در صور دميده مىشود و تحوّلات هولناك و هراس انگيز جهانى صورت مىگيرد، و فرشتگان مقرب در حالى آشكار مىشوند كه مشغول حمل كردن عرش الاهىاند، و مردمان در آن روز با حيثيت و هستى و اعمال خويش آشكار مىشوند و هيچ پوشيدهاى از ايشان بر جاى نمىماند، و شايد به همين مناسبت است كه قيامت در اين سوره به نام الحاقة خوانده شده ... به اين اعتبار كه داراى دو چهره است: اولى به جزايى مربوط مىشود كه اين سوره عرصه و بزرگترين آيات آن است، و دومى به حق اتصال دارد، چه اين جزئى جدايى ناپذير از بزرگترين حقايق وجود است، و پروردگار ما در پايان درس آن را به نام الواقعة خوانده است تا تأكيدى براى اين باشد كه آن حقيقتى واقعى است و ناگزير بايد اتفاق بيفتد، و از اين جا است كه تكذيب به آن سبب نيستى آن نمىشود و از وقوع آن جلوگيرى نمىكند يا حتى وقت آن را تغيير نمىدهد.
آيه لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَةً وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ محورى در اين سياق و بلكه در سياق تمام سوره است، بدان سبب كه ژرفناى آيات را از لحاظ متضمن بودن آنها بر حقايق، جز با آن قلبهاى پاكيزهاى نمىتوان دريافت كه ايمان و علم آنها را به صورت گوشهايى براى وحى خدا و آيات او درآورده است.
شرح آيات
[١- ٣] ايمان به آخرت- چنان كه مكرر درباره آن تأكيد كردهايم سنگ شالوده در ايمان داشتن به ديگر مبادى و ارزشها است، و به همين جهت سورهاى نيست كه از تأكيد درباره آن تهى باشد، بلكه سخن گفتن درباره آن براى بيم دادن و مايل كردن نشانهاى اساسى از دو جزء اخير قرآن (تبارك و عمّ) شده