تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٦ - زمينه كلى سوره
من- چارچوب و زمينه كلّى آن را محدود مىسازد: «در آغاز آن الْحَاقَّةُ، و در پايان وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ و در وسط آن إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ هنگامى كه قلب در برابر پرتوهاى سوره گشوده مىشود، حقيقت- هر حقيقت و تمام حقيقت- را بىحجاب مشاهده مىكند، و چنين است همه سورههاى قرآن كه همچون ميان انسان و حقيقت قرار دارد، و انديشندگان در اين كتاب در آن از همه موانع عبور مىكنند، ولى هر سوره مانعى را از پيش پاى ما برمىدارد.
سورة الحاقة- همچون آيات ديگر پراكنده شده در كتاب پروردگار عظيم ما- حاجز و مانع سستى را از ميان برمىدارد، و از آن روى چنين است كه آدمى بنا بر طبع خود، در غفلت از حق زندگى خود را مىگذراند، و در آن از خود سستى نشان مىدهد، و در معامله كردن با آن از جدّى بودن غفلت مىورزد، و كار آن را به سادگى و بلكه سفاهت در نظر مىگيرد. هرگز چنين نيست ... آن حق است، و حق سنگينى و قدرت و حقيقت و طاقتى دارد كه آن را استوار نگاه مىدارد، و مخالفان آن را به گرفتارى سخت مىاندازد. آيا داستان عاد و ثمود و فرعون و قوم نوح/ ٢٦١ و مؤتفكات را نشنيدهاى و نمىدانى كه در آن هنگام كه ايستار غافل از حق خود گرفتند و با آن به مبارزه پرداختند، چگونه گرفتار بلاهاى كوبنده شدند و از پاى درآمدند؟
آيا مىدانى كه حكمت اين عذاب گسترده چيست؟ براى آن است كه پند گيريم و از تاريكيهاى غفلت بيرون آييم و گوشهاى شنوا از آن با خبر شوند.
حقيقت با تمام حلال و عظمت خود در روز قيامت آشكار مىشود، و نيز در آن هنگام كه در دنيا به ياد آن بيفتيم و در هول و هراس آن بينديشيم.
سختترين ايستگاهها و هولناكترين آنها هنگام گرفتن نامه و كتاب سرنوشت ساز عمل است كه هر كس كتاب را به دست راستش دهند خوشبخت است و بهشت نصيب او خواهد شد، و آن كه نامه را به دست چپش دهند، از شدت ناراحتى و حسرت مىگويد: واى بر من، كاش كتابم را به دستم نداده بودند، و كاش كار تمام شده بود.