تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧١ - ثالثا ناسپاسى در برابر نعمت
گفتن كافران عاقل ديوانه شود يا ذكر و قرآن خدا اساطير الاولين شود؟ هرگز ...
بدان جهت كه حقايق با گفته مكذّبان و منكران تغيير پيدا نمىكند، و پژوهنده قرآن امكان ندارد به آن تسليم نشود كه قرآن رسالتى از خدا به سوى مردم است.
«وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ- و آن نيست مگر يادآورى و ذكرى براى جهانيان.» ذكر مقابل غفلت و فراموشى است، و قرآن از آن جهت بدين نام خوانده شده كه افراد بشر را به پروردگارشان و به آنچه در جوانب مختلف زندگى مىگذرد متوجه مىسازد، و بلكه براى ايشان رازهاى هستى و قوانين آن را كشف مىكند، و خردهاى آنان را به يادشان مىآورد كه آيات وى به انگيختن آنها مىپردازد، پس او است آن كه مسير آدمى را بر فطرت و حق مستقيم نگاه مىدارد و او را بدون غفلت و انحراف به هدف سالمش مىرساند، إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ* لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ. [٨٥]/ ٢٥٦ در آن هنگام كه قرآن يادآور و ذكرى براى جهانيان (و نه تنها قوم پيامبر) است، آشكار مىشود كه از محيط جاهلى و آلوده به آن تبليغات ناچيز و حقير تجاوز كرده، و بر بالاى آن موانعى كه جاهليان بر گرد خويش فراهم آورده بودند قرار گرفته و خود اين تجاوز نشان مىدهد كه قرآن محصولى فراهم آمده از آن محيط نيست، و پيامبر تنها حكيم بزرگى نيست كه در چنان محيطى به دنيا آمد، بلكه او فرستاده خداى پروردگار جهانيان است، پس ملاحظه كنيد كه ميان گفته ايشان كه: «او ديوانه است» و حقيقت چه اندازه فاصله وجود دارد.
[٨٥] - التكوير/ ٢٧ و ٢٨.