تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٦ - رهنمودهايى از آيات
سازد؟
قرآن، پس از تأكيد در اين باره كه پاداش پرهيزگاران بزرگ و عذاب مجرمان شديد است، اين حكم باطل بعضى از مردمان را به برابر بودن هر دو با هم در نزد خدا برخاسته از بىخردى و سفاهت مىداند، و آن را با دلايلى وجدانى كه انسان درست و حسابى از تسليم شدن به آن خود را ناگزير مىبيند، رد مىكند.
سپس از آيات اين مطلب آشكار مىشود كه جزاى آخرت چيزى جز تجسم يافتن واقعى اعمال خود انسان نيست/ ٢٣٤ كه آنها را با كمال شعور و اراده خود در دنيا انجام داده است، و به همين جهت هيچ كس نمىتواند در آن روز كه همه چيز آشكار مىشود، با وجود دعوت خدا به سجود درافتد، و ذلت و خوارى چهره او را خواهد پوشانيد. به چه دليل؟ زيرا كه آن روز كه در دنيا در سلامت مادى و معنوى بود، از سجده كردن خوددارى كرد، و همين حقيقت در و جدان مؤمنان روح مسئوليتى را برمىانگيزد كه با بيم دادن پيامبران به انسان در اين باره كه اگر اين سخن را تكذيب كند از جايى كه علمى به آن ندارد مكافات آن را خواهد چشيد، به آن ژرفاى بيشترى مىبخشد، و همين امر است كه او را به چشيدن بدترين عذاب سوق مىدهد، و در آخرت بهرهاى نخواهد داشت، و اين نتيجهاى از كيد متين خداى عزّ و جلّ است كه مترفان آن را خير تصوّر مىكنند.
ثانيا: اختيار ايستار نادرست درباره رسالت و معتقد بودن به اين كه آن مايه زيان و نادانى است، از آن روى كه در آن مسئوليت وجود دارد و ناگزير مىبايستى صاحبان ثروت از مال خود انفاق كنند، كه اين كار بر مترفانى گران مىنمايد كه اموال آنان را اسير خود ساخته، و هر چه دنيا بيشتر درهاى خود را به روى آنان بگشايد و مهلت ايشان را بيشتر كند، اسارت ايشان افزايش پيدا مىكند.
ثالثا: ناسپاسى در برابر نعمت انسان را چنان مىسازد كه نيازى به رسول و رسالت احساس نمىكند، بلكه چنان مىپندارد كه خود كسى است كه خدا غيب را به دست او سپرده است! آيه ٤٧.
همين سببهاى سه گانه خود حركت تغييرى را در محيطهاى مترفان و در سايه