تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٣ - داستان مالكان باغ جنت
در پايان داستان، قرآن بزرگترين موعظه و عبرت را در برابر ما قرار مىدهد كه از گرانبهاترين هديهها به شمار مىرود، و آن: ناگزيرى بودن اين كه انسان پيشامدها و حوادث آن را علامت و نشانهاى راهنما براى چيزى قرار دهد كه در آخرت با آن رو به رو خواهد شد.
«كَذلِكَ الْعَذابُ وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ- عذاب چنين است، و عذاب آخرت بزرگتر است اگر آن را بشناسند.» گفتند: يعنى اگر عذاب آخرت را مىشناختند، كه صحيح است، و نزديكتر از آن اين است كه صاحب بصيرت و علم، در دنيا، با ايمان و بصيرت خود اين را مىداند كه آنچه در آخرت است بزرگتر از عذاب دنيا است كه آن را مىبيند.
و در اين جا تفاوت ميان صاحب بصيرتى كه حقايق را با عقل خود مىبيند (همچون آن اوسط اصحاب الجنة) و اصحاب جنّتى كه با قرار گرفتن در عذاب دنيوى راه به عظمت عذاب آخرت بردند، يا اين كه گمراه باشد و/ ٢٣٠ على رغم نشانهها و اندرزها به هدايت نرسد، آشكار مىشود.
شايد از همه قصه به اين نتيجه برسيم كه بعضى از تكذيب كنندگان رسالت و مترفان كه در زمان رسول اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله- مىزيستند، همچون اصحاب جنت اميدى به توبه و راهيابى داشتند، و خداوند متعال در آياتى كه پس از اين خواهد آمد، پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله- را به آن مىخواند كه همچون مصاحب ماهى در صادر كردن حكم براى توبه خود شتاب نورزد، بلكه منتظر حكم خدا باشد كه در آينده آشكار خواهد شد، چه ممكن است كه همچون قوم يونس- عليه السلام- توبه كنند، و بنا بر اين بر خوانندگان به خدا واجب است كه از سعه صدر و فرو خوردن خشم در هنگام رو به رو شدن با انكار و عناد در راه نشر رسالت در ميان مردم خوددارى ورزند.