تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٤ - داستان مالكان باغ جنت
پرداختهاند.
دوم: استثناى به معنى آنچه از ميوه براى بخشيدن به فقرا جدا و كنار گذاشته مىشود. و اصحاب جنّت از گفته خدا: «إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ» غفلت كردند و با سوگندهاى غليظ بر خود لازم كردند كه حتى به يك فقير هم چيزى از آنچه بريده و به دست آوردهاند ندهند، ولى آيا در كار خود موفق شدند؟ هرگز ...
«فَطافَ عَلَيْها طائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَ هُمْ نائِمُونَ- و گذرندهاى از پروردگارت بر آن باغ گذشت در حالى كه آنان در خواب بودند.»/ ٢٢٢ گفتهاند كه: موعدى كه براى آماده شدن براى كار با هم قرار گذاشته بودند، آغاز صبح بود، و شايد شب زودتر به خواب رفته بودند تا در آغاز صبح براى كار آماده باشند، ولى خدايى كه از چرت زدن و خوابيدن بىنياز است، هرگز از تدبير آفرينش خويش و به گردش انداختن سنّتهاى خود در زندگى غافل نمىماند، و به همين سبب چنان خواست تا براى ايشان آيتى قرار دهد كه به ايمان آوردن و تسليم شدن به او گردن نهند، و به همين سبب به استثنا (يعنى گفتن إن شاء اللَّه) و به انفاق كردن به مسكينان فرمان داد، و آدمى بايد بداند كه جزا حقيقتى واقعى و نتيجهاى از عمل او است.
طواف به معنى گذشتن بر چيزى و در پيرامون آن است، و طائف چيز يا كسى است كه اين فعل را انجام مىدهد، و مفسّران آن را به عذاب تفسير كردهاند، و شايد تندبادى ويران كننده بوده باشد، يا طوفانى از شن، يا سيلى بنيان كن، يا ملخى كه ميوه را مىخورد و تو گويى آن را بريده است، و شايد اين آخرى نزديكترين احتمال بوده باشد ... هنگامى مىگويند «طاف الجراد» كه ملخها همچون طوفانى زمين را پر كرده باشند. [٤٨] «فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ- و آن جنت در آغاز صبح همچون بريده شد.» چنان مىنمود كه كسى در بريدن باغ بر ايشان پيشى گرفته است، و بدين
[٤٨] - المنجد، ماده طاف.